جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دستهایش پس از سالها کار یدی پینه بسته و زبر بود.
رفتار خشن او در جلسه باعث شد دیگران به سختی بتوانند ایدههای خود را به طور آزادانه بیان کنند.
سفر از میان کوهها به دلیل زمین شیبدار و آب و هوای غیرقابل پیشبینی سخت بود.
او یک برآورد تقریبی از هزینههای پروژه ارائه داد، با این علم که بعداً تنظیم خواهد شد.
صدای خشن او در سالن طنین انداز شد.
خشن, طوفانی
خدمه قایق نجات با دریاهای خروشان روبرو شدند تا یک زوج را نجات دهند.
آنها به ما توصیه کردند که از پیادهروی در آن قسمت خشن شهر در شب خودداری کنیم.
طرح اولیه ایدههای اصلی را نشان میداد اما فاقد جزئیات بود.
بد, خسته
بعد از پیادهروی طولانی، او احساس بدی کرد و نیاز به استراحت داشت.
خشن, تند
شراب خشن احساس سوزش در گلو او باقی گذاشت.
شکل دادن به صورت خام, به صورت اولیه درآوردن
مجسمهساز قبل از اضافه کردن جزئیات، خاک رس را به شکل اولیه یک شکل به صورت خشن درآورد.
به هم زدن, آشفته کردن
طوفان اقیانوس را ناآرام کرد، آبهای آرام را به دریایی پرتلاطم تبدیل کرد.
استفاده از نیروی بیش از حد, رفتار خشن
او به دلیل بازی خشن علیه کوارتربک در طول بازی فوتبال جریمه شد.
بازیکن حریفش را با خشونت در بازی داغ هل داد.
زندگی در شرایط سخت, خوابیدن در خیابان
بعد از از دست دادن شغلش، چارهای جز خوابیدن در خیابان نداشت.
روف, علفزار بلند
توپ او در راف فرود آمد، که شوت بعدی را بسیار دشوارتر کرد.
بار پر از شرورها بود که سریع به درگیری میپرداختند.
پیشنویس, نسخه مقدماتی
هنرمند قبل از اضافه کردن لمسهای نهایی، یک پیشنویس از نقاشی خود ارائه داد.
درخت واژگانی



























