جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Thug
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
thugs
مثالها
The neighborhood experienced increased crime rates due to the presence of thug gangs engaging in illicit activities.
محله به دلیل حضور باندهای اوباش که در فعالیتهای غیرقانونی شرکت میکنند، شاهد افزایش نرخ جرم بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
thuggery
thug



























