جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
راست
خورشید از شرق طلوع میکند، که اگر به سمت شمال باشید در سمت راست است.
حق, ذیحق، صاحب حق
هر کسی حق آزادی بیان دارد.
زمینه راست, قسمت راست
ضربهزن توپ پرنده بلندی را به راست زد، که باعث شد بازیکن بیرونی به سمت حصار بدود.
راست, محافظهکاری
مناظره تفاوتهای بین راست و چپ در سیاستهای اجتماعی را برجسته کرد.
راست, پیچ به راست
در تقاطع بعدی به راست بپیچید تا به پارک برسید.
راست, دست راست
او دست راست خود را برای سلام کردن به جمعیت بالا برد.
ناشر حقوق آخرین دستنویس نویسنده را به دست آورد.
راست, مسیر به سمت راست
راست بعدی شما را به پارکینگ میبرد.
او پس از بررسی دقیق همه گزینهها، تصمیم درست را گرفت.
راست
رو به شمال، سمت راست نقشه نشاندهنده مناطق شرقی بود که با رنگهای پررنگ مشخص شده بودند.
او با ایستادن برای آنچه به آن اعتقاد داشت، راه درست را انتخاب کرد.
شما درست میگویید درباره جلسه ای که ساعت ۳ بعدازظهر است.
او لباس مناسبی برای مصاحبه پوشید.
راست, محافظهکار
دستور کار راست بر حفظ ارزشهای سنتی تمرکز دارد.
واقعی, اصلی
من برای فراموش کردن کلیدهایم احساس یک احمق کامل کردم.
مستقیم
یک مخروط قائم دارای یک خط مستقیم است که از مرکز پایه آن به سمت بالا میرود.
درست, مناسب
سوپ مزه درستی ندارد؛ فکر میکنم به چاشنی بیشتری نیاز دارد.
راست
او دست راست خود را بلند کرد.
او همیشه در رویدادها با افراد درست معاشرت میکند.
دقیقاً, درست
جلسه دقیقاً ساعت 9 صبح شروع میشود، پس دیر نکنید.
به راست
در تقاطع به راست بپیچید تا به موزه برسید.
به درستی, به شیوه مناسب
لطفاً دستورالعملها را دنبال کنید و تجهیزات را به درستی تنظیم کنید.
او تلفن را برداشت و بلافاصله پس از دریافت خبر به او زنگ زد.
واقعاً, خیلی
او پس از سفر طولانی واقعاً خسته بود.
به درستی, به شیوه مناسب
او سعی میکند با پیروی از ارزشهایش درست زندگی کند.
شما درست حدس زدید درباره پاسخ معما.
اصلاح کردن, درست کردن
معلم به دانشآموز کمک کرد تا اشتباه در تکالیفش را تصحیح کند.
صاف ایستادن, بلند شدن
کودک نوپا زمین خورد اما به سرعت صاف ایستاد و به راه رفتن ادامه داد.
صاف کردن, درست قرار دادن
او صندلی افتاده را با بلند کردن و گذاشتن دوباره روی پایههایش صاف کرد.
تصحیح کردن, جبران کردن
او با دفاع از رفتار منصفانه و فرصتهای برابر برای همه کارمندان، بیعدالتی را اصلاح کرد.
«باید جلسه را الان شروع کنیم.» درست است، بیایید شروع کنیم.
درست, درسته
تو به من در این کمک میکنی، درست؟
درخت واژگانی



























