مطمئناً
اطمینان,ضمانت
امواج شکسته,کف دریا • موجسواری کردن
کایاک سواری روی موج,موج سواری با کایاک
سطح • سطحی,سطحي • ظاهر شدن,به سطح آمدن
مساحت سطح, سطح
گلدوزی سطحی
*تلیله موجنشین
تخته موجسواری • موج سواری کردن
کیف تخته موج سواری,کاور تخته موج سواری
موج سواری,تخته موج سواری
سیر کردن بیش از حد,پر کردن بیش از اندازه • افراط,پرخوری
موجسوار
موجسواری
رنده دستی
سرازیر شدن,افزایش یافتن • موج,سیل
*محافظ برق
جراح
جراحی
مربوط به عمل جراحی
روپوش جراحی
ماسک
عمل جراحی,مداخله جراحی
قیچی جراحی
تکنسین جراحی
فزاینده
*وزغ سورینامی
تندخو
قابل استنباط,قابل حدس
حدس زدن • فرض
غلبه کردن (بر مانع یا دشواری)
نام خانوادگی
پیشی گرفتن
به طور استثنایی,به طور قابل توجه
مازاد,اضافی • مازاد,اضافی
سورپرایز,تعجب
غافلگیر کردن • اتفاق غیرمنتظره
متعجب
تعجببرانگیز
بهطرز شگفت انگیزی
سوررئال,رویایی
فراواقعگرایی
فرد سورئالیست
سوررئالیستی
تسلیم شدن • تسلیم
محرمانه
محرمانه
مادر جایگزین
جانشین,نماینده • جایگزین,نماینده
نامادری
احاطه کردن • محدوده
اطراف,مجاور
محیط,اطراف
زیرنویس نمایش
اوورکت مردانه قرن نوزدهم
تحت نظر گرفتن,نظارت کردن
پاییدن (پلیس)
نظرسنجی کردن • ارزیابی
نقشه برداری, مساحی
نقشهبردار
بقاء
کرال پشت بقا,شناوری بقا به پشت
زنده ماندن
زنده مانده,موجود
بازمانده
سوس,سوس • مشکوک,سوالبرانگیز
خوک وحشی,sus scrofa
استعداد
در معرض
سوشی
حدس زدن • مظنون • مشکوک, قابل تردید
احتمالی
آویزان کردن,حلق آویز کردن
حکم تعلیقی,مجازات معلق
دوبنده شلوار
نگهدارندهی جوراب زنانه
بلاتکلیفی
داستان تعلیقدار
مهیج
پل معلق,پل آویزان
معلق,بیتصمیم
آویز,حمایت کننده اندام تناسلی
بدگمانی
مشکوک
به شکلی مشکوک,با شک و تردید
تنفس کردن,دم و بازدم کردن
دقیق بررسی کردن
حفظ کردن,ادامه دادن
پایداری,دوام
پایدار
معماری پایدار
به صورت پایدار,پایدارانه
پایدار,مداوم
خوراک
بسیار ملایم (صدا)
سوترا,حکمت
بخیه • دوختن,بخیه زدن
باریکاندام (زن)
شستن با یک سواب یا تی,تمیز کردن با یک سواب یا تی • تی,ابزار تمیز کردن کف