اتاق اساتید
گوزن نر • جاسوسی کردن,مخفیانه نظارت کردن
سوسک گوزنی
شب مجردی,جشن خداحافظی با مجردی
مهمانی خداحافظی با تجرد,پسرانه
دوره زمانی • روی صحنه اجرا کردن
نبرد صحنهای
طراحی صحنه,دکور صحنه
شرح صحنه (در فیلمنامه)
ورودی پشتصحنه تئاتر (برای بازیگران، کارکنان و...)
سمت چپ صحنه تئاتر
نورپردازی صحنه
شعبدهبازی صحنهای,جادوی تئاتری
مدیر صحنه
سمت راست صحنه تئاتر
نجوای روی صحنه
مدیریت صحنه کردن
شیفته بازیگری
کالسکه پستی,درشکه مسافربری
مهارت اجرا یا نگارش نمایش
اجرا شده,تئاتری
کارگر پشت صحنه (تئاتر)
رکود تورمی
تلوتلو خوردن,لنگیدن • راه رفتن لرزان,گام ناپایدار
سرسامآور • تلوتلو خوردن,لرزش
به طور حیرتآورری
لرزش,استاگرز
*سماق آمریکایی
به شکل تئاتری,به روش مصنوعی
سفر با کالسکه,جابجایی با کالسکه
منطقه تجمع,منطقه آمادهسازی
راکد
راکد ماندن
کسادی
تئاتری
موقر
رنگ کردن • لکه,نقطه
لکهزدا
لکدار
شیشه نقشینه
فولاد ضد زنگ • بی عیب,پاک
فولاد ضد زنگ
*پاککننده استیل ضدزنگ
پلکان
راهپله
پله,راه پله
راهپله
راه پله
پول سرمایهگذاریشده • بستن,میخکوب کردن
روی چیزی باارزش ریسک کردن
نظارت دقیق بر یک ساختمان داشتن
نظارت,تعقیب
ذینفع,ذینفعان
استالاکتیت,تشکیل معدنی آویزان
استالاگمیت,تشکیل معدنی مخروطی شکل
بیات • ادرار کردن,شاشیدن
پات (شطرنج) • در بن بست قرار گرفتن,گیر کردن
کسی را دنبال کردن • ساقه,دمبرگ
شکارچی,تعقیب کننده
دید تعقیبکننده
تعقیب,آزار و اذیت
اصطبل,آخور • به تاخیر انداختن
*کابین دوش
اسب نر بالغ
اصطبل,طویله
وفادار • حامی وفادار,ستون
استقامت
لکنت زبان داشتن,تپق زدن • لکنت زبان,تپق زدن
تمبر • مهر زدن,تمبر زدن
جمعکردن تمبر (از روی علاقه)
برای همیشه متوقف کردن
به زور به چیزی پایان دادن
طرفدار پر و شور کسی یا چیزی بودن,به شکل وسواسی دوست داشتن • فناتیک,طرفدار وسواسی
حالت,موقعیت
جلوی جریان مایعی را گرفتن
نگهدار
ایستادن • دکه
شانس داشتن
بیکار ایستادن
موقت به تعویق انداختن
عقب ایستادن
دست رو دست گذاشتن
استعفا دادن
مقاومت کردن
مصمم باقی ماندن
دلالت کردن
روی حرف خود ایستادن
جایگزین کسی یا چیزی بودن
در آینده به کار آمدن
همزن ایستاده
در مقابل مهاجمان دفاع کردن
زیادی رسمی رفتار کردن
روی پای خود ایستادن
بر دستاوردهای پیشینیان بنا کردن
قابل توجه بودن
تابلو بودن