جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stagnant
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most stagnant
شکل تفضیلی
more stagnant
درجهپذیر
مثالها
They drained the stagnant water to prevent mosquito breeding.
آنها آب راکد را تخلیه کردند تا از تولید مثل پشه ها جلوگیری کنند.
02
راکد, بیحال
not growing or changing; without force or vitality
درخت واژگانی
stagnant
stagnate



























