ساب کامپکت,ماشین کوچک
ناخودآگاه,زیرآگاه • ناخودآگاه
ناخودآگاه
شبهقاره
پیمانکاری فرعی,برون سپاری • پیمانکاری فرعی
خردهفرهنگ
چربی زیرپوستی,بافت چربی زیرپوستی
تقسیم فرعی,تقسیم بندی
فرورانش
تحت کنترل درآوردن
ملایم,آرام
*زیرخانواده
*زیرسرده
زیرعنوان,سرتیپ فرعی
واقع در زیر
موضوع • در معرض قرار دادن • مستعد,در معرض
حوزه مطالعه,حوزه رشته
حالت فاعلی,حالت نهادی
حوزه مطالعه,شاخه دانش
نوار موضوع (ایمیل)
سوژه
دفتر موضوعی,دفترچه درسی
ضمیر فاعلی
وارونهسازی فاعل–فعل کمکی
توافق فاعل-فعل,هماهنگی فاعل و فعل
استیلا
فردی • فاعل,حالت فاعلی
بر اساس نظر شخصی
ذهنیتگرایی
نظر شخصی
سرکوب کردن
چیرگی
افعال فرعی (دستور زبان) • التزامی (دستورزبان)
وجه التزامی (دستورزبان)
حالتِ حرکت به سطح
اجاره ملک اجارهای به دیگری • زیر اجاره دادن,انتقال اجاره
زیر اجاره,اجاره به مستاجر دیگر • غیر قانونی اجاره دادن
پالایش کردن • تصعید شده,محصول تصعید • تصعید شده,خالص
فوقالعادهزیبا • تصعید شدن,تصعید کردن
نیمهخودآگاه
زیر زبانی
داروی زیرزبانی
غده زیرزبانی,غده بزاقی زیرزبانی
مسلسل دستی
غده زیر فکی,غده بزاقی زیر فک
زیردریایی • اژدر زدن,با زیردریایی حمله کردن • زیردریایی,زیرآبی
یک نوع ساندویچ بزرگ
غوطهور ساختن
زیردریایی,کشتی جنگی طراحی شده برای عمل در زیر آب • قابل فرو بردن در زیر آب
غوطهورسازی
بسیار کوچک
فوقالعاده کوچک
ارائه,ارسال
مطیع
مطیعانه
ارائه دادن,تسلیم کردن
زیرراسته,زیردسته
زیرراسته آوازخوانها,زیرراسته گنجشکسانان
زیرراسته گنجشکسانان,پرندگان آوازخوان معمولی
زیردست • پست تر یا کماهمیت تر • تابع کردن,در اولویت پایینتر قرار دادن
حرف ربط تابع,ربط دهنده تابع
حروف ربط وابستهساز (دستور زبان)
زیرپنل,پنل برق اضافی
ضعیفتر (از نظر کیفیت یا عملکرد)
*زیرشاخه
پیرنگ فرعی
احضار به دادگاه,مجبور به شهادت دادن • احضاریه
اشتراک خریدن
عضویت در,به طور منظم دریافت کنید
کاربر (اشتراک خاص)
خط مشترک,خط تلفن
امضا,رضایت از طریق امضا
زیربخش,بند
متعاقب
پس از,در پی
متعاقباً
اطاعت بی قید و شرط
نوکرصفت
فروکش کردن
فرونشست زمین
شرکت تابعه • کمکی,ثانویه
حقوق تبعی
کمکهزینه دادن
یارانه
به وجود (خود) ادامه دادن
بخورونمیر
زیرخاک,لایه زیرین خاک
*زیر گونه
ماده,جوهر
معتاد به مواد مخدر,مصرف کننده مواد مخدر
غیر استاندارد
قابل توجه
بهشکل قابل توجهی
دلیل و مدرک آوردن
قائم به ذات • اسم,واژه اسمی
به طور قابل توجه,به شیوه ای معنی دار
پست برق
جایگزین کردن • جایگزین,بدیل • جایگزین,معادل