شالت (نوعی پیاز کوچک)
کمعمق • آب کم عمق,منطقه کم عمق • کم عمق شدن,کاهش در عمق
انتهای کم عمق,قسمت کم عمق
*در روغن کم سرخ کردن
شلوار,شلوار پاچه تنگ
فریب,حقه • تظاهر کردن,وانمود کردن • جعلی,نقلی
جادوگر و حکیم قبیله
کشتارگاه
آشفته
شرم • کسی را شرمنده کردن
شرم آور,ننگین
به صورت شرم آور,به روشی شرم آور
بی شرم,وقاح
بی شرم,بدون حیا
شرمآور,تحقیرآمیز
فریبکار,تقلبکننده
شامپو • شامپو زدن
شامپو بار
سبز شبدری
شاندی (کوکتل آبجو با لیموناد)
شاندیگاف,نوشیدنی ساخته شده از آبجو و لیموناد
شانگهای • شانگهای کردن,اجباری استخدام کردن
هر مکانی از خوشبختی و آرامش کامل,بهشت زمینی
ساق پا • زدن (توپ گلف) با پاشنه چوب، که باعث انحراف توپ در جهت اشتباه میشود,ضربه زدن به (توپ گلف) با پاشنه چوب، موجب انحراف توپ در جهت نادرست میشود
پای پیاده
شنکلیش
پای پیاده
کلبه
شائوبینگ
شکل • شکل دادن
سرنوشت خود را تعیین کردن
نمایی از آنچه در پیش است
بهبود یافتن,پیشرفت کردن
شکل داده شده,قالب گیری شده
خوشاندام
گن حالتدهنده
شربت,نوشیدنی شیرین و معطر
تراشه,قطعه
سهم,حصه • چیزی را با کسی شریک شدن
عادلانه تقسیم کردن
بین همه تقسیم کردن
قابل اشتراک,قابل توزیع
کشت و کار سهمی,اجاره زمین در ازای سهمی از محصول
مشترک,اشتراکی
سهامدار
اشتراک گذاری,توزیع • مشارکت کننده,بخشنده
کوسه • شکار کوسه,صید کوسه
حمله کوسه,حمله ناگهانی روانی
تیز • بهطور ناگهانی • سوزن,سنجاق
زبر و زرنگ
زبل و زرنگ
کاسبیِ ناسالم
زبان تند
هوشیار
گرسنه,خیلی گرسنه
تند,تیز
تیز زبان,تلخ گفتار
بسیار باهوش
تیز کردن,نوک تیز کردن
تیز شده,نوک تیز
باهوشترین آدم
بهشدت
تیزی,زیرکی
شیشلیک
*شطرنج تاریخی ایران
خرد شدن
خردشده
خراب کننده,پر سر و صدا • خرد کردن,شکستن
شیشه نشکن,شیشه لمینیت
تراشیدن • اصلاح,عمل اصلاح کردن
(ریش یا موی سر) تراشیده
اصلاحکرده
ریشتراش برقی
اصلاح صورت یا بدن
فرچه اصلاح
کرم اصلاح
کف ریش تراشی,کرم ریش تراشی
ژل اصلاح
صابون ریش تراشی,صابون برای اصلاح
شاورما
شال
یقه شال,گردن شال
شام
دختر,زن
او (زن)
سوپ خرچنگ
غول زن,زن غول
دسته,بسته
برش,تغییر شکل برشی • قیچی کردن
قیچی (بزرگ)
کبوتر دریایی
غلاف,نیام
لباس چسبان
غلاف کردن,در غلاف گذاشتن
دور ریختن • سوله • انداخته شده,گم شده
ریختن خون,از دست دادن خون
موضوعی را روشن کردن
سقف شیب دار ساده,سقف یک طرفه
بازی کارتی نوع ریختن,بازی کارتی که در آن کارتها ریخته میشوند