داستان ابرقهرمانی
فیلم ابرقهرمانی
ابرانسانی
روی هم قرار دادن,سوپرایمپوز کردن
نظارت کردن
سرپرست
عالی • مافوق,رئیس
ورید اجوف فوقانی,ورید اجوف جمجمهای
برتری
بهترین • صيغ تفضیلی,ستایش اغراقآمیز
صفت عالی,عالی
قید عالی,قید برتر
سوپرمن,اسید
سوپرمارکت
فوق العاده پرجرم,بسیار پرجرم
سوپرمدل
ماوراء الطبیعه,فراطبیعی • ماوراء الطبیعه,پارانورمال
ادبیات ماوراءالطبیعه
ابرنواختر
سیاهی لشگر,نقش مکمل • اضافی
*بالاراسته
فراواژه,سرورده • در رتبه بالاتر قرار دادن,به ترتیب بالاتر گذاشتن • بالاتر رتبه,با ارزش تر
روی هم قرار دادن,سوپرپوزیسیون
ابرقدرت,فراقدرت
جانشین شدن
فوق العاده حساس,اولترا حساس
بسیار حساس,فوق العاده حساس
بزرگتر و مهمتر
سریعتر از فرکانس صدا
ابرناقل
سوپراستار
خرافات,اعتقاد خرافی
خرافاتی
سوپرخیابان,جاده پیشرفته
سوپراستروک (سبک هنری)
سوپرتانکر,تانکر نفتی غولپیکر
*تستر خیلی حرفهای غذا
سوپرتونیک,درجه دوم گام دیاتونیک
تصادفی روی دادن
ابرشرور
نظارت کردن
نظارت
سرپرست
نظارتی
فعال (آتشفشان)
زن بسیار توانمند
تاق باز
شام سبک
*کلوپ تفریحی با سرو شام
جایگزین کردن
منعطف • نرم کردن,انعطاف پذیر کردن
تکمیل کردن • مکمل,ضمیمه
مکمل,اضافی
اضافی
تکمیل
ملتمس • التماسکننده,درخواستکننده
زاریکننده,درخواستکننده • ملتمس
التماس کردن
عبادت
سنگفرشکردن
تأمینکننده
فراهم کردن • ذخیره
عرضه و تقاضا
زنجیره تأمین,زنجیره عرضه
حمایت کردن • کمک و همدردی
گروه حمایتی,گروه خودیاری
جوراب شلواری
حامی,پشتیبان
حمایت کننده, تشویق کننده • حمایت, پشتیبانی
بازیگر نقش مکمل
حمایتکننده
فرض کردن
فرضی
فرضاً
فرض کنید که, اگر
فرضیه
فرضی,حدسی
فرضی,گمانی
شیاف
سرکوب کردن
کمکننده اشتها
توقیف (کتاب)
سرکوبگر,دستگاه الکتریکی برای سرکوب جریانهای ناخواسته
supra (در یک متن یا سند، در موقعیت قبلی),بالا (در یک متن یا سند)
برتریگرا
برتری,سلطه
والاگرایی
عالی • سوپریم,فیله
وجود اعلی,خدای متعال
شدیداً
ساق پا,عضله ساق پا
هزینه اضافی,جریمه • به حساب گذاشتن,در حساب ثبت کردن
شنل روی زره
مطمئن • بیشک
مطمئنا,بدون شک • قطعی مثل تیر,مطمئن مثل طلوع خورشید
همانطور که انتظار می رفت,در واقع
چیز قطعی
مطمئناًموفق