بر سر عقیده یا نظر خود ماندن
(کسی یا چیزی را) تحمل کردن
در اثر مرور زمان ارزش خود را ثابت کردن
منطقی بودن
محاکمه شدن
بلند شدن
بهطور عمومی و رسمی حمایت خود را اعلام کردن
از کسی یا چیزی دفاع کردن
شجاعانه مقاومت کردن
مستقل
جانشین
تقابل بینتیجه
ایستاده
استندآپ کمدی
تخته پدال ایستاده,تخته پدال سرپا
پدل بورد ایستاده,اسکی روی آب با پاروی ایستاده
استاندارد • استاندارد,معیار
صفحه مختصات استاندارد,صفحه دکارتی استاندارد
انحراف معیار,انحراف استاندارد
عرض استاندارد,عرض ریل استاندارد
تجهیزات استاندارد,تحویل استاندارد • استاندارد
زبان استاندارد,زبان هنجاری
سطح زندگی
پودل استاندارد,نژاد پودل با اندازه متوسط
کالیبراسیون, استانداردسازی
استاندارد کردن,یکسان سازی
استاندارد شده,نرمال شده
استانداردساز,یکسانساز
بلیت لحظهآخری
جایگاه • ایستاده,در وضعیت عمودی • با میل,دلخواه
صعود ایستاده,بالا رفتن ایستاده
دستورالعمل ثابت
کنارهگیر
فاصله گرفتن,سردی
برجسته • برجسته,ممتاز
لوله عمودی,لوله آتش نشانی
دیدگاه
متد استانیسلاوسکی
بدبو,گندیده
جام استنلی,جایزه جام استنلی
بند (شعر)
استخوان رکابی,استخوان کوچک در گوش میانی
کالای اساسی,غذای اصلی • منگنه کردن,با منگنه بستن • اساسی,پایهای
قوت غالب
الیاف استیپل,الیاف بریده
دستگاه منگنه
سوزن منگنه
منگنه,تفنگ منگنه
منگنه
صحافی با منگنه
ماشین منگنه,منگنه
ستاره • با ستاره علامت گذاری کردن,با علامت ستاره برجسته کردن • ستاره, نقش اصلی
بادیان ختایی
سیب ستارهای,کایمیتو
ستارهبینی,طالعبینی نجومی
میوه ستارهسان
*چندضلعی ستاره
*موش ستارهپوزه
ستارهایشکل
پرستاره
ستاربورد,سمت راست کشتی • ستاربورد,به راست پیچیدن • ستاربورد,در سمت راست
نشاسته • نشاسته زدن,سفت کردن با نشاسته
گندم قرمز سخت نشاستهای,گندم قرمز سختی که به ویژه در روسیه و آلمان کشت میشود
نشاستهای
خیره شدن • نگاه خیره
اجتنابناپذیر بودن
ستاره دریایی
ثابت,گشاده
سخت,بی رحم • کاملا,تماما
کاملاً برهنه,برهنه مثل کرم
صریحا,خشونت آمیز
هنرپیشه زن تازهکار
سار
با هنرمندیِ...
نقش اصلی
کشتی ستارهای,فضاپیما
شروع به انجام کاری کردن • شروع
شروع شدن
به شدت توبیخ کردن
شروع کردن
یک فعالیت را شروع کردن
شروع,آغاز
او اول شروع کرد
استارتر,موتور استارت
کیت شروع,مجموعه شروع
ازدواج دوران خامی
بلوک شروع,استارتینگ بلاک
دروازه شروع,گیت شروع
خط شروع,خط آغاز
پرتابگر شروع کننده,پیچر آغازگر
قیمت شروع
وحشت,ترس • ترساندن,شگفت زده کردن
وحشت زده,متعجب
تکاندهنده
به طور شگفت انگیز,به طور غیرمنتظره