مرور فرهنگ لغت
واژههایی که با b شروع میشوند
bباسیلوس,باکتری هوازی میلهای شکل تولیدکننده اسپورbachelor of medicine and bachelor of surgeryلیسانس پزشکی و لیسانس جراحی,دکتر پزشکیbachelor of musicلیسانس موسیقی,مدرک لیسانس موسیقیbackpack journalismروزنامهنگاری تکنفرهbackpackerکولهپشتگردbahasaگویش مالایی که به عنوان زبان ملی جمهوری اندونزی یا مالزی استفاده میشود,زبان مالایی که به عنوان زبان ملی در اندونزی یا مالزی استفاده میشودbahasa indonesiaزبان اندونزیاییball rollingدستبهکار شدنball sportورزش توپی,بازی با توپbandy-bandyبندی-بندی، یک گونه مار سمی بومی استرالیا، که با الگوی متمایز نوارهای سیاه و سفید و شکل باریک بدنش شناخته میشود,مار نواردار، یک گونه سمی بومی استرالیا، که با نوارهای سیاه و سفید متمایز و اندام باریکش مشخص میشودbaneمایه هلاکتbarbed wire*سیم خاردارbarbel*سبیلکbarreمیلهٔ تمرینی بالهbarredbastardحرامزاده,لعنتیbastardizationکم ارزش کردنbay leafبرگ بوbay windowپنجره برجستهbe in the warsزخمی و کوفته بودنbe in the wrong place at the wrong timebe up tobe up to ears inتا خرخره درگیر چیزی بودنbeat brains inمغز کسی را متلاشی کردنbeat brains outمغز خود را به کار انداختنbedpost*میله تختbedraggleگلآلود کردنbeheadسر بریدن,گردن زدنbeheadingbelt alongبه سرعت حرکت کردن,با عجله رفتنbelt bag*کیف کمریberlinettaبرلینتا,ماشین اسپورت دو نفره با بدنه کوپهbermبرم,کنارهbeyond recognitionفراتر از شناخت,ناپیداbeyond the paleخارج از نزاکتbig onesپولهای بزرگ,اسکناسهای درشتbig pictureتصویر کلیbingeزیادهروی (در خوردن یا نوشیدن)binge-playبازی کردن بیش از حد,بازی کردن مداومbirderکسی که به عنوان سرگرمی به تماشای پرندگان میپردازدbirdfuckerپست,فرومایهblabbermouthوراج,فضولblackسیاهbladderwrackجلبک مثانهای,جلبک قهوهای با ساختارهای مثانهمانند و فواید بالقوه برای سلامتیbladeتیغه,لبه تیزblind bakeپخت کورblind dateقرار عاشقانه بدون آشنایی قبلیblood vesselرگ خونیblood workآزمایش خون,تست های خونblue lineخط آبی,خط آبىblue materialمحتوای طنز رکیکboat trainترن حمل مسافر به لنگرگاهboat tripسفر با قایقbogofیکی بخر، دو تا ببرbogongبوگونگ,پروانه مهاجر استرالیاییbonnyجذابbonoboبونوبوborder collieسگ بردر کولیborder leicesterبوردر لستر,نژاد گوسفند بوردر لسترbottom-dwellerساکن کف,ماهی کفزیbottom-dwellingکف زی,بنتیکbox office poisonزهر گیشه,شکست تجاریbox outبین حریف و سبد قرار گرفتنbramble bushبوته تمشک,بوته خاردارbrambling*سهره دمگاهسفیدbreak a pauseشکستن سکوتbreak a promiseعهدشکنی کردنbreathlessدچار تنگینفسbreathlessnessتنگینفسbringآوردنbring a knife to a gunfightبا دست خالی به میدان رفتنbroastپختن به روش بروست,بروست کردنbrobdingnagianغولپیکرbrucellosisتب مالتbruiseکبود شدنbufferingپیشبارگذاریbuffetبوفهbullpenسلول عمومی,منطقه موقت بازداشتbullpen catcherگیرنده بولپن,کچر بولپنburglarدزدburglar alarmدزدگیرbushtit*چرخریسکان دمدرازbushwhackbuttheadاحمق,نادانbuttholeسوراخ کون,احمقbyzantineبیزانسی,بیزانسیهاbyzantine architectureمعماری بیزانسیbyzantiumبیزانس,شهری باستانی در تنگه بسفر که توسط یونانیان تأسیس شد؛ محل استانبول امروزی؛ در سال 330 کنستانتین اول شهر را بازسازی کرد و آن را قسطنطنیه نامید و پایتخت خود قرار داد