تنگینفس
نفسگیر
به طور نفس گیر,به طور شگفت انگیز
تکنیک برشت
Brecknock Hill Cheviot,نژادی از گوسفند خانگی که از منطقه تپههای چویوت در ولز سرچشمه گرفته است
ته (لوله تفنگ)
زایمان وارونه
لنگ,پوشش کمر
لنگ,پوشش کمر
شلوار سوارکاری
*خواننده زن اپرا در نقش مردانه
نژاد • تولید کردن,به وجود آوردن
پرورش دهنده,تولید کننده
رآکتور زاینده
پرورش, تولید مثل • تولید مثل,پرورش
نسیم • به راحتی پیش رفتن,به آسانی پیشروی کردن
بلوک سیمانی
به راحتی از پس کاری برآمدن
سرحالکننده
برادران (مذهبی)
اختصار
دم کردن (چای، قهوه و...) • شراب
آشی است که خودت پختهای
آبجوساز,استاد آبجوسازی
کارخانه آبجوسازی
آبجوسازی
شراب
رشوه • رشوه دادن
رشوه
خرتوپرت
آجر • آجر کردن,غیرقابل استفاده کردن • یخ زده,سیبریایی
پنیر قالبی
چکش آجر
مالهکش
قرمز آجری
انبر آجربردار
ماله آجر,ماله بنایی
دیوار آجری,دیوار آجر
انیمیشن لگویی
کلهپوک,احمق
یک فرد عضلانی,یک فرد قوی هیکل
آجرکار
آجرچینی
کسبوکار حضوری و آنلاین
دارای فروشگاه حضوری
آجرچینی
ساختن چیزی از مواد در دسترس
عروسی,ضیافت عروسی • عروس
لباس عروس,پیراهن عروسی
جشن قبل از عروسی
عروس
عروس آینده,نامزد
کیک عروسی,کیک دامادی
داماد
ساقدوش عروس
پل • اتصال,کاهش فاصله
پایه پل,ستون پل
برنامه پل,برنامه انتقالی
*بریج رول
شکاف را پر کردن
سرپُل
*کاناپه بریجواتر
افسار • کشیدن افسار,کنترل حرکت
پنیر بری
اطلاعات ضروری به کسی دادن • کوتاه,مختصر • خلاصه دعوی
کیف دستی
برای مدت کوتاهی
شورت بدون پاچه
یک نوع کشتی بادبانی دو دکل,زندان در یک کشتی نظامی یا در یک پایگاه نظامی
تیپ,واحد • در تیپ خود قرار گرفتن (ارتش)
سرتیپ (ارتش)
سرتیپ,ژنرال تیپ
راهزن
روشن • درخشان,پرنور • درخشان,زنده
صبح زود
زیرک و تیزبین
آبی روشن,آبی آسمانی
نابغه
جوان پرشور
سرحال و پرانرژی
قرمز روشن,قرمز تمشک
رنگینتر و جذابتر کردن
به صورت ناگهانی شادتر شدن
به روشنی
رنگارنگ روشن,پررنگ
روشنی,درخشندگی
*خالپوشماهی
باهوش • برلیان
روغن موی سر
بهصورت روشن و براق
لبه,کناره • پر کردن,لبریز کردن
از لبه سرریز شدن
پر تا لبه,پر تا ظرفیت
پر تا لبه,پر تا ظرفیت
لبریز,پر تا لب
گوگرد,پروانه گوگردی
پلنگی
آب نمک,محلول نمک • در آبنمک خواباندن
آوردن