سوراخ کون,احمق
احمق,نادان
باسن
دکمه • دکمه بستن
شستیدار
متن دکمه,نوشته علامت راهنمایی
دهان خود را بستن
مشت زدن به دکمهها,فشردن بیوقفه دکمهها
*قارچ خوراکی دکمهای
بینی دکمهای,بینی گرد و کوچک
ساکت شدن,دهنش رو بستن
دکمه دار,پیراهن یقه دکمه دار
از بالا تا پایین دکمهدار
دکمهدار,با دکمه بسته شده
جادکمه • در گفتگو نگه داشتن,معطل کردن در مکالمه
پشتبند(معماری) • تقویت کردن
حرومزاده,پست
زنی بسیار جذاب و فریبنده
خریدن • خرید,معامله سودآور
جنس بنجل خریدن
خرید از,مشتری بودن از
سهام یک شرکت را خریدن
سهام یک شرکت را خریدن
جان دادن
وقت خریدن
تمام چیزی را خریدن
موافقت
کتاب مقدس,کتاب آسمانی
خریدار
خرید یک شرکت یا سهام آن
زنگ زدن,صدا زدن • همهمه,شایعه
مدل موی تراشیده
اره گردبر,اره دیسکی
سارگپه (پرندهای شکاری)
نشئه سبک,مست
زنگ,دکمه زنگ
وزوزمانند (صدا)
لذت بر,کشنده شادی
واژه باب روز
توسط • از کنار • توسط,زیر
با اختلاف زیاد
با اختلاف زیاد
با اختلاف کم
تصادفا
طبق نظر اکثریت
حتما,البته
بدون شک,قطعا
کم کم,با گذشت زمان
به طور کلی
به هیچ وجه
بهطور اتفاقی
از روی انتخاب,عمداً
در مقابل,برعکس
بدون رقابت
کمکم
عمداً,از روی عمد
به واسطه,به نیروی
و به تبع آن
با اختلاف زیاد
از روی عادت
با دست,دستی
از حفظ
به هر ضرب و زوری
با سرعت زیاد
بهوسیله
تصادفا
به طور طبیعی,ذاتاً
به دلیل,به علت
ناگهانی,به طور غیرمنتظره
طبق مقررات
لحظهای
به همین ترتیب، به همین دلیل
با اتکا به حدس و گمان
به زور
با عرقِ جبین
تا زمانی که,وقتی که
راستی
به موجب,به دلیل
از طریق,به وسیله
دهانبهدهان
فعالیت جانبی,سرگرمی
تأثیر جانبی
استراحت (تورنمنت ورزشی)
خداحافظ,بدرود
گذشته، خاطرات • گذشته,کهنه
آییننامه
کادر نام نویسنده
مهمانی که در آن از مهمانان انتظار میرود نوشیدنی خود را بیاورند,مهمانی BYOB
دور زدن • کمربندی (مسیر)
محصول فرعی,محصول جانبی
*آغل گاو
جاده فرعی,جاده کم تردد
تماشاگر,شاهد
بایت (کامپیوتر)
جاده کم رفت و آمد,مسیر فرعی
بیزانسی,بیزانسیها • مربوط به شهر باستانی که اکنون استانبول یا امپراتوری بیزانس نامیده میشود، که به دلیل اهمیت تاریخی و فرهنگی آن شناخته شده است,بیزانسی