کبود شدن • کبودی
کبود شده, کوفته
خشونت آمیز,تحسین برانگیز
شایعه پراکندن
مه آلود,غبارآلود
چاشت • در اواخر صبح یک وعده غذایی خوردن
مو قهوهای (زن) • قهوه ای تیره,خرمایی
سبز فیروزه ای تیره
*خورش برونزویک
ضربه
بدترین فشارِ چیزی
بروسکتا
برس (مو) • برس کشیدن (مو)
نادیده گرفتن
وسیله شستشوی قلم آرایشی
تمیز و مرتب کردن
نادیده گرفتن
مرور کردن
*فرچهپایان
پرتاب تهدیدآمیز,پرتاب نزدیک
مسواکزدن
ضربه قلم مو,حرکت قلم مو
بوته,درختچه
بیحوصله
بیادبانه، ناگهانی
کلم بروکسل
بیرحم
معماری زبرهکاری
وحشیانه,بی رحمانه
وحشی,جانور خشن • وحشیانه,خشن
وحشی,بیاحساس
دوست,برادر
حباب • حباب زدن,جوشیدن
*خوراک کلم و گوشت
حمام حباب
نمودار حبابی
آدامس بادکنکی
سر رفتن
چای حباب,چای مروارید
در آستانه رسیدن به موفقیت قرار داشتن
در شرف موفقیت بودن
کریستال لیزری
سر خالی,احمق
آبنما آشامیدنی,فواره آب آشامیدنی
*شراب بابلی • گازدار,حباب دار
طاعون خیارکی
*بوکاتینی
دزد دریایی,قرصان • دزد دریایی رفتار کردن,مانند دزد دریایی عمل کردن
بوسروتیده,مرغان شاخدار
حیوان نر (آهو، بز و...) • *بالا پریدن
انرژی دادن
رقص نمایشی با حرکات پا و پرش
کوکتل شامپاین و آب پرتقال
تشویق شده,پر از اعتماد به نفس
سطل • حمل در سطل,جابجا کردن در سطل
به سرعت حرکت کردن,عجله کردن
کلاه سطلی
لیست آرزوها
صندلی سطلی,صندلی ورزشی
فروشگاه سطلی,مشروب فروشی سطلی
لگدزن,سرکش
کاخ باکینگهام
سگک (کیف، کمربند و...) • خم شدن,تا شدن
سختکوشی کردن
سفت کردن
سپر,باکلر
شلوار چرم گوزن
گندم سیاه
روستایی,چوپانی • یک شعر روستایی,یک شعر شبانی
غنچه,جوانه • جوانه زدن,شکوفه زدن
بوداپست
*دست بودا
آیین بودایی
فرد بودایی • بودایی,مربوط به بودیسم
جوانه زنی,تولید مثل به روش جوانه زنی • نوپا
رفیق
کمدی دوستانه
فیلم رفیق,فیلم ماجراجویی دو دوست صمیمی
کوتاه آمدن
مرغ عشق
بودجه • بودجه بندی کردن,تخصیص بودجه • مقرونبهصرفه
مقرونبهصرفه
مرغ عشق
بودورکاس تاکسی کالر,تاکین
طرفدار • برق انداختن • بژ روشن
بوفالوی آمریکایی • ترساندن,گیج کردن
سوسک فرش
بال مرغ سوخاری تند
بافر,محلول بافر • بافر کردن,حفظ سطح pH پایدار
توقف بافر,مانع بافر
منطقه حائل
پیشبارگذاری