کم ارزش کردن
بی ارزش,پست
روغن و آب گوشت ریختن (روی گوشت در حال پخت) • کوک موقت,دوخت موقت
سرنگ پختوپز
روز باستیل
سنگر,دژ
گویش سوتو که توسط باسوتوها صحبت میشود؛ یک زبان رسمی لسوتو,باسوتو، گویش باسوتوها؛ زبان رسمی لسوتو
خفاش • زدن,کوبیدن
موفقیت چشمگیر کسب کردن
خم به ابرو نیاوردن
در مورد چیزی بحث کردن
پسر چوب بیسبال,دستیار چوب بیسبال
در وضعیت بسیار سختی بودن
روباه گوشخفاشی
دسته,پخت • دسته بندی کردن,پردازش دسته ای
نان دسته ای,نان صنعتی
*عقاب بندباز
حمام • شستن
بمب حمام
زیرپایی حمام
روغن حمام
بالش وان حمام
پودر حمام
نمک حمام
اسفنج حمام
*حوله حمام
حمام کردن • شنا,شنا برای لذت
کلاه شنا,کلاه حمام
مایو
شلوارک شنا,مایوی شنا
وان حمام,حوض حمام
پاداوج
حوله تنپوش
حمام - دستشویی
ملکه توالت,شاهدخت سرویسهای بهداشتی عمومی
وان حمام
مربوط به لایه عمیق منطقه اقیانوسی، که از عمق حدود 1000 متر تا حدود 4000 متر زیر سطح گسترش می یابد,باتیپلاژیک
باتیک,پارچه رنگرزی شده با تکنیک باتیک • رنگ آمیزی با موم,رنگ کردن با موم
باتوم
یک تخته کسی کم بودن
دیوانگی کامل,بیهودگی مطلق • گوانو خفاش,مدفوع خفاش
بازیکن بیسبال,بتسمن
بازیکن زن کریکت,زن بیس بال باز
گردان (نظامی)
زهوار • تختهکوب کردن
خود را برای دردسر آماده کردن
*کیک باتنبرگ
زدن,کوبیدن • چوبزن (بیسبال)
به کسی آسیب رساندن
پنکیک,نون شیرین
فرسوده,آسیب دیده
پریدن با ضربه زدن پاها در هوا
رام حمله,دمب دروازه شکن
باتری
دستگاه شارژکننده باتری
عمر باتری
پرورش باتری,دامداری فشرده
باتریخور
میانگین ضربه,میانگین بتینگ
دستکش بتینگ,دستکش ضربه زنی
کلاه ایمنی بتینگ,کلاه ایمنی زننده
پد بتینگ,محافظ ساق پا برای بتزن
تی ضربه,پایه توپ برای ضربه زدن
نبرد • مبارزه کردن
اختلال اضطراب پس از سانحه
خط مقدم
لجبازی دوطرفه
رقابت کردن تا آخر,جنگیدن تا آخر
مشروبفروشی,بار
میدان جنگ
جبهه جنگ,خط مقدم
میدان نبرد,صحنه جنگ
بارو
جنگجو,مبارز
ناو جنگی,کشتی جنگی
خاکستری
دیوانه,عقبمانده
همجنسگرا,لاس
بدلیجات
بوهاوس (سبک معماری)
باواریا,ایالتی در جنوب آلمان معروف به آبجو؛ محل یک کارخانه خودروسازی
کرم باواروآ
*باوته
کیسه بیضه,تخم
به صورت مستهجن,به طور زننده
رکیک • فحش,حرف های رکیک
دادوبیداد کردن
با عصبانیت با کسی رفتار کردن
همجنسگرا,زن صفت
خور (جغرافیا) • زوزه کشیدن,پارس کردن • کهر (رنگ اسب)
گربه خلیجی
با خشم خواهان مجازات شدن
برگ بو