سفر با قایق
قایق شکل,مقعر مانند قایق
*حواصیل نوکزورقی
کلاه حصیری لبهدار
قایقرانی
سرملوان
مو را مصری کوتاه کردن • مدل موی مصری
خم شدن و فرار,دفاع و ضد حمله
ظاهر شدن,پدیدار شدن
مصری (مدل مو)
ماسوره
توری بافی با ماسوره
لحظه ژانگلینگ یک توپ بیسبال زده شده یا پرتاب شده,لحظه شعبدهبازی با یک توپ بیسبال • خراب کردن,نابود کردن
کلاه بافتنی منگولهدار
*سر ورجه وورجهای
سنجاق سر
جوراب ساق کوتاه
جوراب کوتاه,جوراب تا مچ پا
گربه دمکوتاه
چانه ضعیف,چانه عقبنشسته
*برنجخورک
بابسلد,سورتم مسابقه • سورتمه سواری کردن,با سورتمه رفتن
باب اسلی انجام دادن,تمرین باب اسلی
*بلدرچین تپهای
ساندویچ بوکادیو
*بوچه
توپ بوچی,بول بوچی
*آبجو بوک
بدن,جسم
نشانه بودن
بقالی (در نواحی اسپانیایینشین امریکا)
نقاشی از اشیاء بیجان
مات بودن,مات بودن
به هم ریختن,خراب کردن
نیمتنه
بدنی • جسمانی,فیزیکی
فونت بودونی,تایپ فیس بودونی
بدن • تجسم بخشیدن,جسم دادن
با تمام وجود
جلیقه ضد گلوله,زره بدن
هنر بدنی
ضربه سنگین,آسیب شدید
برس بدن
کره بدن
دوربین پوشیدنی
چک بدنی,تماس فیزیکی
دستگاه تحلیل ترکیب بدن
سیم بدن,سیم اتصال
تعداد تلفات,شمار کشتهها
بدل (بازیگری)
اختلال خودزشتانگاری
موی بدن,موهای بدن
ژانر وحشت جسمی
جدا کردن حرکت یک بخش از بدن از بقیه
زبان بدن
لوسیون بدن
*شاخص توده بدنی
بوی بد بدن
بدنه آب,توده آب
روغن بدن
قسمت بدن
سوراخکاری بدن
*بالش استوانهای
پولیش بدن
پذیرش بدن,بدنپذیری
محافظ بدن,محافظ کمر
مشت به بدن,ضربه به تنه
لایهبردار بدن
جستجوی بدنی,بازرسی بدنی
کارگاه بدنه,بخش مونتاژ بدنه
بادی توری یکسره
بادی (لباس)
نوع بدن,ساختار بدنی
شامپو بدن
بدنسواری کردن,موج سواری روی شکم
ساختار بدن,ترکیب بدنی
تخته بادیبورد,بادیبورد
بادیبوردینگ
بدنساز,پرورشاندام
بدنسازی
تنگ,چسبان به بدن
محافظ شخصی
بدنسرفینگ,موج سواری با بدن
کارهای بدنه,تعمیرات بدنه
سوسیس آفریقایی
دوست,برادر
بسیار موفق
باتلاق,مرداب • گیر کردن,کند کردن
باعث گیر کردن چیزی شدن
حمله کردن به غذا,حمله کردن
ملکه توالت عمومی,مراجعهکننده مکرر به توالتهای عمومی
یک فرد بیادب,یک فرد روستایی
همفری بوگارت,بوگارت • قاپیدن,نچسبیدن
بوگی زدن,ثبت بوگی • روح شیطانی,دیو
شگفت زده کردن,متعجب کردن • بوگل,بازی کلمهای که در آن بازیکنان از یک شبکه حروف برای تشکیل هرچه بیشتر کلمات در زمان محدود استفاده میکنند، با کلماتی که با اتصال حروف مجاور به صورت افقی، عمودی یا مورب تشکیل میشوند
باتلاقی,گلی
بوگی,هواپیمای ناشناس
رقص جامائیکایی با حرکات نرم
یکی بخر، دو تا ببر