مرور فرهنگ لغت
واژههایی که با o شروع میشوند
o'clock(برای اشاره به) ساعتobstetricsپزشکی زایمانobstinacyسرسختی,لجبازیodeقصیده غناییodeonتئاتر یا تالار موسیقی باستانیoffering chapelتالار پیشکش (در آرامگاههای مصر باستان)offhandبیتأملold schoolآدم سنتیold shoeآشنا و راحتon cameraدر میدان دید دوربینon cloud nineاز خوشحالی روی ابرهاon the one handاز یک سوon the other handاز طرف دیگرone swallow does not make a summerبا یک گل بهار نمیشودone timeیک بار,یک روزopenباز کردنopen a can of whoop-assoperettaاپرای کوچکoperoseپر زحمت,خسته کنندهorange treeدرخت پرتقال,درخت نارنجorange-redنارنجی-قرمز,قرمز متمایل به نارنجیornithologistپرندهشناسornithologyپرندهشناسیout frontجلوی در,در ورودیout like a lightمثل مرده خوابیدهouter beltکمربند بیرونی,منطقه حاشیهایouter earگوش بیرونی,لاله گوشoven-readyآماده (پخت در فر)ovenbakeپختن در فر,در فر پختنoverindulgentافراطیoverjoyedبسیار خوشحالowe a favorowieزخم و جراحت (به زبان بچگانه)ozone layerلایه اوزون