گوش بیرونی,لاله گوش
فضا
بیرونی ترین,دورترین از مرکز
لباس رو
*سیستم برونریزی
زمین بیرونی,محوطه بیرونی
بازیکن بیرونی,مدافع خارجی
ست کامل لباس (همراه با زیورآلات، کفش و...) • لباس پوشاندن,آراستن
تیپ خاصی لباس پوشیده
دور زدن,با استراتژی هوشمندانه برتری یافتن
خروجی,جریان بیرونی
خروجی,در حال ترک
هزینهها,مخارج
از چیزی بزرگتر شدن
توالت بیرونی,دستشویی خارجی
گردش
غریبه,فردی از یک فرهنگ متفاوت
عجیبوغریب
به شیوه ای فوق العاده غیر معمول، به شیوه ای افراطی
بیشتر زنده ماندن
مجرم • غیرقانونی اعلام کردن • غیرقانونی,نامشروع
ممنوع
هزینه,سرمایهگذاری • خرج کردن,سرمایه گذاری کردن
پریز برق
جعبه خروجی,جعبه اتصال
خلاصه گفتن • کنتور,سیلوئت
بیشتر از دیگری زندگی کردن,زنده ماندن بعد از
دیدگاه
دورافتاده,حاشیهای
ماهرانه بر چیزی چیره شدن
منسوخ,قدیمی
دورترین,افراطی ترین
از نظر تعداد بیشتر بودن,بیشتر از نظر تعداد بودن
در سرعت پیشی گرفتن
بیمار سرپایی
عملکرد بهتری داشتن
بهتر بازی کردن
پایگاه مرزی
تولید,نتیجه • تولید کردن,ایجاد کردن
خشونت • برآشفته کردن
شدیدا عصبانی
غیر متعارف
نارنجی جیغ
به طور رسوا
بسیار غیر معمول
درازکردن
پیشی گرفتن
پیشرو,راهنما
تیر کناره (در قایق)
مستقیماً • تماموکمال
سبقت گرفتن,پشت سر گذاشتن
عنصر تبلیغاتی
ابتدا
از دیگران پیشه گرفتن
بیرون • بیرون • بیرونی • بیرون,خارج
شانس کم,امکان غیر محتمل
مهاجم بیرونی,بازیکن محیطی
لاین چپ,لاین سبقت
لاین بکر بیرونی,بازیکن دفاعی بیرونی
خارج از,به جز
بیگانه
هنر خام
موسیقی ساخته شده توسط نوازندگان بیتجربه
سایز غیر معمول، سایز بسیار بزرگ • بزرگتر (نسبتا)
بسیار بزرگ,بطور استثنایی بزرگ
حومه
پیشی گرفتن
کف بیرونی,کف مقاوم
برونسپاری کردن
برونسپاری (خدمات)
بیشازحد خرج کردن
صریح,مستقیم
گسترده,باز شده
برجسته
به طور استثنایی,به طور برجسته
فراتر از مهمان نوازی ماندن,بیش از حد انتظار ماندن
کشیده,دراز شده
از کسی یا چیزی پیشی گرفتن
سکانس حذفشده
خارجی,آشکار • بهسمت بیرون
خروجی,به سمت خارج
ظاهری,از نظر بیرونی
به سمت بیرون,به خارج
سنگینتر بودن از
زیرکانه از کسی پیشه گرفتن
اوزو (نوعی نوشیدنی الکلی یونانی)
بیضیشکل • بیضی
بیضی شکل,به شکل تخم مرغ
اوالبومین,سفیده تخم مرغ
تخمدانی, مربوط به تخمدان
کیست تخمدان
تخمدان
تخممرغی شکل,بیضوی
تشویق
فر
*گاز پاککن
دستکش آشپزخانه
دستکش فر,دستگیره فر
داخل فر پختن
آماده (پخت در فر)