آشنا و راحت
عهد عتیق,عهد اول
زمان قدیم,روزگار گذشته • به یاد قدیمها
شهر قدیمی,مرکز تاریخی
کهنه در لباس نو
بر قدیم
قدیمی • یک قدیمی,یک اولد-فشن
از مد افتاده,منسوخ
قدیمی,رترو
پیرمرد,کهنه کار
به سبک قدیمی,با جذابیت سنتی
بزرگتر (بهلحاظ سنی)
ترفند نخنما
روغنی,چرب
اولئومارگارین,مارگارین گیاهی
*طعم روغنی
وابسته به حس بویایی
مغز بویایی,ریننسفالون
پیاز بویایی,بولب بویایی
عصب بویایی,عصب شامه
عضو بویایی,بینی
الیگارک,عضو الیگارشی
اُلیگارشی
انحصار چندتایی
*الیگوساکارید
*باریکخرس
زیتونی (رنگ) • زیتون
پیشنهاد آشتی
زیتونی روشن
سبز زیتونی,زیتونی
روغن زیتون
درخت زیتون,زیتون
زیتونی روشن
سالاد الویه
الیوین,پریودوت
اولی,یک حرکت در اسکیتبوردینگ که در آن سوارکار بدون استفاده از دستانش با پرتاب تخته از زمین با پاهایش به هوا میپرد
الم,دوزیست آبزی
مربوط به المپیک
بازیهای المپیک
دهکده المپیک
اوماهای high-low پوکر,پوکر اوماهای high-low
اوماها هولد ام,اوماها
*هزارلا (سومین معده حیوانات)
امبر • گرادیان
بازرس
امگا ۳
اسید چرب امگا-3,اسید چرب چند غیراشباع امگا-3
*امگا-۶
املت
نشانه,فال • نشان دادن,پیش بینی کردن
امپرازول
شوم
به طور شوم,به صورت تهدیدآمیز
قصور
حذف کردن
وسیله نقلیه همه جهته,وسیله نقلیه قادر به حرکت در هر جهت
اتوبوس,اومنیبوس • جامع,کلی
مجموعه رمانهای یک نویسنده
*آمنیکرد
دوربین تمامنما
قادر مطلق • قادر مطلق,همه توانا
همهجاحاضر
دانایکل
راوی دانای کل
همهچیزخوار
همهچیزخوار
ناف,جای بند ناف
ناف,جای زخم بند ناف
روی • روی,بالا • در حال کار
در ابعادی عظیم
در مسیر درگیری
بیمعطلی
در طبقه بالاتر,بالاتر در ساختمان
لبه تیغ
در طبقه پایین تر,پایین
فقط در حدِ نیاز
حاضروآماده
لبه تیغ
روی دور شانس بودن
با بودجهای ناچیز
خدا میدونه چطوری
بهخاطر
چهاردستوپا
در شرایط برابر
بر اساس فردی,به طور جداگانه
معمولاً
در مجموع
به نمایندگی از,از طرف • به نمایندگی از,به نفع
با نهایت احترام
در نهایت ادب رفتار کردن
سوار (کشتی یا هواپیما) • روی کشتی/هواپیما/قطار و غیره,روی
در میدان دید دوربین