بیتأمل • بیتفاوت,بیملاحظه
اداره • در دفتر,در قدرت
ساختمان اداری
ساختمان اداری
کارمند تازهکار دفتری,کارآموز اداری
کارمند اداری,کارگر دفتری
دارنده مقام,صاحب منصب
افسر • رهبری کردن,فرماندهی کردن
مقام رسمی,کارمند • رسمی
ثبت کننده رسمی امتیاز,مسئول ثبت امتیازات رسمی
رسماً
(مراسم) به جا آوردن
فضول
دورافتاده,محتاط
آفلاین • آفلاین
تخلیه بار,برداشتن بار
چاپ مجزا
خارج از قاب
جبران کردن,متوازن کردن • آفست,برآمدگی
چاپ افست
پیامد
قسمت ساحلی دریا • دور از ساحل • به خارج از کشور انتقال دادن,آفشور کردن
سکوی حفاری دریایی,دکل حفاری فراساحلی
آفساید,موقعیت غیرمجاز • آفساید,در موقعیت آفساید • آفساید,در موقعیت آفساید
غایب,رفته
فرزند
پشت صحنه,آف استیج • پشت صحنه,خارج از صحنه • خارج از صحنه تئاتر (خارج از دید مخاطب)
از خال های مختلف,ناهمخوان
غالباً,بارها
اغلب
اغلب اوقات
اغلب,بارها
کهنهکار,چهره محترم
اُگدود,هشت
(معماری) طاق رومی
اوجیو,سر مخروطی
چشمچرانی کردن
دیو
اوهایو,ایالت اوهایو
اوه هیل,یک بازی کارتی که در آن بازیکنان روی تعداد ترفندهایی که در هر دور خواهند برد شرط میبندند، و هدف این است که دقیقاً شرطهای خود را محقق کنند.
اهم متر,دستگاه اندازه گیری مقاومت
روغن • روغن کاری کردن,چرب کردن
سوسک روغنی
رنگ روغن
رنگ روغن
شرکت نفت,شرکت فروشنده نفت
میدان نفتی,معدن نفت
فیلتر روغن,صافی روغن
صنعت نفت
رنگ روغن
تابلوی رنگ روغن
نخل روغنی,الائیس
پاستل روغنی,مداد پاستل روغنی
گیج فشار روغن,مانومتر روغن
سکوی نفتی
آلودگی نفتی
چاه نفت,چاه نفتی
*مرغ روغن
سکوی نفتی,دکل حفاری
کاپشن برزنتی
چربوچیلی
خرخر,اوینک • *صدای خوک درآوردن
چاق,پرخور
پماد
خوب • تایید,چراغ سبز • به طور قابل قبول,به طور رضایت بخش • تایید کردن,تصویب کردن
زرافه گردنکوتاه
اوکاپی
تایید,موافقت
باشه • همه چیز خوب است,عالی
اوکونومییاکی (پنکیک ژاپنی)
بامیه
*سوپ آکروشکا
پنکیک روسی
ساله (برای بیان سن) • سالخوردگان,پیران
کهنسالی
بسیار قدیمی
خفاش پیر بدخلق,پیرزن بدخلق
پلیس,نظمیه
حرف نخنما
کاپوچین هلندی قدیمی,کاپوچین هلندی کهنه
سگ گله انگلیسی
سن مادر/پدر کسی را داشتن
*لیوان ویسکی
دوست قدیمی,یار دیرین
بز پیر,پیرمرد هرزه
کارکشته
شیطان
قدیمی و تکراری
دوشیزه پیر,زن مجرد مسن
پیرمرد,مرد سالخورده
استاد نقاشی
ارثیه
شیطان,ابلیس
آدم سنتی • به سبک قدیمی