جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
offski
01
غایب, رفته
(Scottish) away, not present, or off somewhere
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
Do n't wait up, I'm offski now.
منتظرم نباش، من الان offski هستم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
غایب, رفته