offski
Pronunciation
/ˈɔfski/

تعریف و معنی "offski"در زبان انگلیسی

offski
01

غایب, رفته

(Scottish) away, not present, or off somewhere
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجه‌ناپذیر
مثال‌ها
Do n't wait up, I'm offski now.
منتظر من نباش، من الان رفتم.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه