orange-redornithologist
از 17
orange-redornithologist
orange-red[adj]

نارنجی-قرمز,قرمز متمایل به نارنجی

orange-tip[n]

*پروانه نارنجی‌کنار

orangeade[n]

شربت پرتقال

orangutan[n]

اورانگوتان

orangutang[n]

اورانگوتان,اورانگوتانگ

orate[v]

سخنرانی کردن

oration[n]

سخنرانی

orator[n]

سخنران,خطیب

oratorio[n]

اوراتوریو

oratory[n]

سخن‌سرایی

orb[n][v]

کره چشم,مدار • در مدار حرکت کردن,در مدار چرخیدن

orbit[n][v]

مدار • دور مدار چرخیدن

orbital[adj]

مداری,مربوط به مدار

orbiter[n]

مدارگرد,فضاپیمای مداری

orc[n]

اورک (موجود تخیلی)

orca[n]

نهنگ قاتل

orchard[n]

باغ میوه

orchestra[n]

ارکستر

orchestra pit[n]

جایگاه گروه نوازندگان

orchestral[adj]

*ساخته شده برای ارکستر

orchestral bells[n]

زنگ‌های ارکسترال,مجموعه زنگ‌ها

orchestral jazz[n]

جز ارکسترال

orchestrate[v]

هماهنگ کردن,سازماندهی کردن

orchid[n][adj]

گل ارکیده • ارکیده‌ای

orchidaceous plant[n]

گیاه ارکیده,ارکیده

ordain[v]

دستور دادن

ordeal[n]

گرفتاری

order[v][n]

سفارش دادن • دستور

order anseriformes[n]

راسته غازسانان,غازسانان

order araneae[n]

راسته عنکبوتیان,راسته آraneae

order araneida[n]

راسته عنکبوتیان,راسته Araneida

order around[v]

به‌طور مداوم به کسی دستور دادن

order confirmation[n]
order number[n]

شماره سفارش,مرجع سفارش

order passeriformes[n]

راسته گنجشکسانان,گنجشکسانان

ordered[adj]

مرتب,منظم

orderliness[n]

نظم,سیستماتیک

orderly[adj][n]

منظم,صلح آمیز • سرباز خدمتکار,نظامی دستیار

ordinal[n][adj]

عدد ترتیبی • ترتیبی

ordinal number[n]

عدد ترتیبی

ordinance[n]

حکم

ordinarily[adv]

معمولا,به طور معمول

ordinary[adj][n]

معمولی • قاضی عادی,قاضی معمولی

ordinary bicycle[n]

دوچرخه معمولی,پنی-فارثینگ

ordinate[n][v]

عرض (ریاضی) • مرتب کردن,هماهنگ کردن

ordnance[n]

مهمات

ore[n]

سنگ معدن,معدن

oregano[n]

پونه کوهی

orestes[n]

اورستس

organ[n]

عضو

organ-grinder[n]

نوازنده ارگ دستی,کسی که ارگ دستی می‌نوازد

organelle[n]

اندامک

organic[adj][n]

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی) • کود آلی,کود طبیعی

organic evolution[n]

تکامل ارگانیک,تکامل بیولوژیکی

organically[adv]

ارگانیک

organism[n]

جاندار

organist[n]

ارگ‌نواز

organization[n]

سازمان

organization chart[n]
organization studies[n]

مطالعات سازمانی,علوم سازمانی

organizational[adj]

سازمانی

organizationally[adv]

سازمانی,از نظر سازمانی

organize[v]

ترتیب دادن

organized[adj]

منضبط

organized crime[n]

جرم سازمان یافته,فعالیت‌های جنایی سازمان یافته

organizer[n]

برگزارکننده

organogram[n]

نمایش نموداری

orgasm[n][v]

ارگاسم,اوج لذت • ارگاسم داشتن,به ارگاسم رسیدن

oribi[n]

آهوی رنگ‌پریده

oriel window[n]

پنجره بیرون نشسته

orient[v][n]

جهت دهی,تنظیم جهت • مشرق‌زمین

oriental[adj]

شرقی,آسیایی

oriental beetle[n]

سوسک شرقی,حشره شرقی

oriental cockroach[n]

سوسک خاوری

oriental shorthair[n]

گربه اورینتال موکوتاه

orientalism[n]

شرق‌شناسی,ویژگی‌های تمدن‌های آسیایی

orientate[v]

جهت‌یابی کردن,موقعیت خود را مشخص کردن

orientation[n]

جهت‌گیری

oriented[adj]

متمرکز,تنظیم شده

orienteering[n]

جهت‌یابی (نوعی ورزش)

orifice[n]

روزنه

origami[n]

اوریگامی

origami paper[n]

کاغذ اوریگامی,کاغذ برای اوریگامی

origata[n]

اُریگاتا

origin[n]

منشأ

original[adj][n]

اولیه • اصلی,نسخه اصلی

original blurple[adj]

آبی-بنفش اصلی,اصلی آبی-بنفش

originality[n]

ابتکار

originally[adv]

در آغاز

originate[v]

به وجود آمدن

originative[adj]

خلاق,اصیل

orihon[n]

کتاب آکوردئونی

oriole[n]

پری‌شاهرخ

ornament[n][v]

وسیله تزیینی • تزیین کردن

ornamental[n][adj]

گیاه زینتی,تزیین گیاهی • تزیینی

ornamental plasterwork[n]

گچبری تزئینی,کار گچ تزئینی

ornamentation[n]

تزئین,آراستن

ornate[adj]

پرآب‌وتاب

ornery[adj]

سرسخت,بداخلاق

ornithologist[n]

پرنده‌شناس

LanGeek
دانلود برنامه