جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
outspread
01
گسترده, باز شده
extended or spread out over a wide area or surface
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most outspread
شکل تفضیلی
more outspread
درجهپذیر
حوزه
position, shape, space
مثالها
The eagle soared gracefully with its outspread wings, catching the warm currents of air.
عقاب با بالهای گشوده خود به آرامی اوج گرفت و جریانهای گرم هوا را گرفت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
outspread
out
spread



























