جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
outspread
01
گسترده, باز شده
extended or spread out over a wide area or surface
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most outspread
شکل تفضیلی
more outspread
درجهپذیر
مثالها
The map displayed the outspread network of rivers that crisscrossed the region.
نقشه شبکه گسترده رودخانههایی را نشان میداد که منطقه را قطع میکردند.
درخت واژگانی
outspread
out
spread



























