زبان اندونزیایی
*بایژو
وثیقه • آب کشیدن,خالی کردن آب
کسی را با پول موقت آزاد کردن
پل موقت متحرک
صورتی ملیح
ناظم جلسه (دادگاه)
شاخه ای از دانش,تخصص
کمک مالی (به منظور نجات از شکست یا ورشکستگی)
طبخ بن-ماری
کودک,بچه
رقص سنتی قوم توژیا در چین
طعمه,فریب • تحریک کردن,اذیت کردن • آشکار,بارز
تله تبلیغاتی و فریب قیمت
تکنیک بیتکاستینگ,روش بیتکاستینگ
جلبکننده توجه,تحریکآمیز
نوعی فلانل رومیزی
باجیگور,نوشیدنی گرم و ادویهدار از جاوه غربی
پختن
پخته
بیکد آلاسکا
لوبیاپته
کیک و نان
سیبزمینی پخته
نانوایی,قنادی
نانوا
مغازه نانفانتزی
سیزدهتا
مایه خمیر نانوایی,مایه خمیر
نانوایی
نانوایی-قنادی,قنادی
دسر بیکول
تارت مربا و بادام
عالی,بسیار خوب
پخت • سوزان
*شکلات تلخ
ظرف فر
آرد همراه با پیکینگپودر
داغ و سوزان,داغ مثل فر
بیکینگپودر
*سینی فر
جوششیرین
سینی فر
وانت
باقلوا
انعام,بخشیش
انعام,پاداش
انعام,پاداش
کلاه صورتپوش
کلاه بالاکلاوا,کلاه پشمی صورت باز
نهنگ کوچک بالهدار آبهای ساحلی اطلس و آرام,نهنگ کوتوله
بالافون
بالالایکا
تعادل • تعادل برقرار کردن
محتملترین پاسخ یا نتیجه
موازنه قدرت
تعادل ایجاد کردن
ترازنامه
از صحت سوابق مالی اطمینان حاصل کردن
متوازن
رژیم غذایی متعادل,تغذیه متعادل
دست متعادل,دست بالانس
مدیریت چند کار همزمان
بالبیس,یک خط مستقیم که در هر انتها با یک خط ثانویه به پایان میرسد، شبیه به حرف H
کاشف اسپانیایی که در سال 1513 از تنگه دارین عبور کرد و اولین اروپایی شد که سواحل شرقی اقیانوس آرام را دید (1475-1519),بالبوآ، دریانورد اسپانیایی که در سال 1513 پس از عبور از تنگه دارین اقیانوس آرام را کشف کرد (1475-1519)
بالکنی ژولیت
بالکن
کچل • کچل شدن,مو از دست دادن
کچل
کاملا کچل
کاملا کچل
عقاب سرسفید
طاس,کچل
آسمانه تخت
چرند,حرف پوچ
در حال کچلی
طاسی
بند شمشیر
کچل
دسته • بسته بندی کردن,حلزونی کردن
آب کشی کردن,خالی کردن آب
نهنگ بیدندان
غضبناک
نشانگر,علامت
سرباز زدن • بالک,حرکت غیرقانونی
توپ • به شکل توپ درآوردن,غلطاندن به شکل توپ
بلبرینگ
پسر توپ,توپ جمع کن
انتقال وزن از پنجه به پاشنه (یا بالعکس)
زمینه بیسبال,محوطه بازی بیسبال
توپبازی
لباس بال,لباس شب
جمعکننده توپ,ظرف توپ
ماز توپ,بازی ماز توپ
چکش سرگرد
گودال توپ,استخر توپ
پمپ توپ,بادکن توپ
دستبهکار شدن