قرار عاشقانه بدون آشنایی قبلی
*مست
کور عصاکش کور دیگر
بازی چشمبسته
*کورمار
فوتبال نابینایان,فوتبال صوتی
نقطه کور,زايه مرده
آزمون کور
با اصطلاحات قلمبه گیج کردن
چشم بند,پوشش چشم • چشم بستن,پوشاندن چشم • با چشمهای بسته,بسته
شطرنج چشم بسته
کور کننده,خیره کننده
به طور خیره کننده,به شدت روشن
کورکورانه,بیدید
کوری
حمله ناگهانی,زدن از پهلو
زلمزیمبو
بلینگ بلینگ,جواهرات چشمگیر
*بلینی
پلک زدن • پلک زدن,چشمک زدن
چراغ چشمک زن,نور چشمک زن • گذاشتن چشمبند روی,نصب چشمبند بر روی
کوتهفکر
بلینز
بلینتز,پنکیک نازک پر شده و سرخ شده یا پخته شده
شادی یا رضایت عمیق
بیدلیل شاد بودن
سرخوش,مست
خوش
خوشحالانه,با خوشی
سعادت
تاول زدن,تاول زدن (فعل) • تاول
سوسک تاول
سوزان,داغ • تاول زدن,کاربرد مواد تاول زا
بیتفاوت
شادمانه,بیپروا
احمق تمام,نادان مطلق
سرکیف
حمله برقآسا,بلیتز • ناگهان حمله کردن
شطرنج بلیتز,شطرنج سریع
بسیار مست
کولاک
آبی کولاک,آبی یخی
باد کردن شکمبه,تورم شکمبه • باد کردن,متورم شدن
متورم,باد کرده
نرمافزار از پیش نصب شده ناخواسته,نرمافزار غیرضروری از پیش نصب شده
بلوک,اتحاد
مکعب • مسدود کردن
بازی دومینوی بلوکی,دومینو در حالت بلوک
گراف بلوکی
مسیر وسیله نقلیه دیگر را مسدود کردن
مسدود کردن
از پیشرفت چیزی جلوگیری کردن
رنده دستی,رنده بلوکی
مسدود کردن,بستن
محاصره,بستن • تحمیل محاصره به,ایجاد محاصره علیه
انسداد,مانع
(فیلم، کتاب و غیره) بسیار پرفروش
موفق (کتاب، فیلم و...)
بلاکچین
مسدود,بسته به ترافیک
گرفتگی بینی
مسدودکننده,بازدارنده
احمق,نادان
مسدود کردن,مانع شدن
وبلاگ • وبلاگ نوشتن
پست وبلاگ
وبلاگنویس
بلاگنویسی
حوزه وبلاگنویسی
بلاگرول (لیستی از لینکهای مرتبط)
مرد,پسر
بلاکاس
طلایی • بلوند,رنگ بلوند
موطلایی • فرد موطلایی
خون • آغشته کردن به خون,مالیدن خون
برادر خونی,برادر تنی
لخته خون
آزمایش شمارش تفکیکی گلبولهای سفید
دوپینگ خون
قند خون
دیه
دست کسی به خون آلوده بودن
درگیری شدید داخلی
*پرتقال خونی
فشارخون
فشارسنج خون
پودینگ خون,سوسیس خونی
قرمز خونی
*سوسیس خون
آزمایش گسترش خون
قند خون
زحمت و جانفشانی
آزمایش خون
انتقال خون
گروه خونی
نیتروژن اوره خون
رگ خونی