جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bloatware
01
نرمافزار از پیش نصب شده ناخواسته, نرمافزار غیرضروری از پیش نصب شده
unwanted or unnecessary pre-installed software on a device
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
bloatwares
مثالها
Users often uninstall bloatware to free up space.
کاربران اغلب برای آزاد کردن فضا، نرمافزارهای از پیش نصب شده ناخواسته را حذف میکنند.
درخت واژگانی
bloatware
bloat
ware



























