بوفه • تکان دادن,زدن
بوفه قطار
دلقک,مسخره
دلقک بازی,مسخره بازی
حشره • شنود کار گذاشتن
بیرون زدن,باد کردن
چشم های بیرون زده,چشم های برآمده
کابوس,منبع نگرانی
رقص سریع و شاد سوئدی
همجنسگرا,لواطکار • سوءاستفاده جنسی مقعدی کردن,سودومی کردن
ارابه • پر از اشکال,آلوده به حشرات
شطرنج باگهاوس,شطرنج تیمی
شیپور • نواختن شیپور
شیپورزن
بوگلوس,گل گاوزبان
ساختن • فیزیک بدن
چیزی بهتر ساختن
رابطه برقرار کردن
چیزی را مبنا قرار دادن
گسترش یافتن
افزایش تدریجی
ماده تقویت کننده,افزودنی
پلاک سازنده,پلاک کارخانه
ساختمان
بلوک ساختمانی,عنصر پایه
اجزای اصلی
مجتمع ساختمانی,مجموعه ای از ساختمان ها
مصالح ساختمانی,مواد ساختمانی
محوطه ساختوساز
موسسه وامدهنده
ساخته شده متفاوت,استثنایی
ساخته شده در,ذاتی
قفسه کتاب توکار,کتابخانه توکار
قفسه توکار,کتابخانه توکار
پودر صابون ساخته شده,پودر صابون با سازنده های قلیایی
مسکونی,مستعمره شده
پیاز (گیاهشناسی)
ابزار کاشت پیاز,کاشتکننده پیاز
پیازی شکل,برآمده
بلغارستان
زبان بلغاری • بلغاریایی
برآمدگی,تورم • باد کردن,برآمدگی
بلغور,گندم خرد شده بو داده
برآمده,متورم
بولگوگی (نوعی خوراک کرهای)
*بلغور
بلغور گندم
بولیمیا,گرسنگی بیمارگونه سیریناپذیر
بخش عمده • برجسته شدن,جلو زدن
پست انبوه,نامههای عمده
نوعی نان ساندویچی از نیو انگلند,رول ساندویچ نیو انگلندی
نان بولکی
*عامل حجمدهنده
حجیم
گاو نر • هل دادن,مجبور کردن
کنترباس,ویولون
دستوپا چلفتی
بولماستیف
بینی گاو,رینیت نکروتیک
سوارکاری گاو نر,رودئو گاو نر
کوسه گاوی
*مار گاوی
سگ بولتریر
مهر سربی,بولای پاپ
لزبین توهینآمیز,زن لزبین
بولداگ • با خشونت و وحشیگری حمله کردن
مورچه بولداگ
بولدوزر
لزبین مردانه,دختر پسرونه
گلوله
شعبده گلولهگیری
شبیهسازی اصابت گلوله
عملگر بولت (∙)
گلوله (نشانهگذاری)
اسفنج گلوله,مخزن گلوله
صحنهآهسته
قطار گلولهای,قطار پرسرعت
خبر کوتاه • اعلام کردن,انتشار دادن
تابلوی اعلانات,برد اطلاع رسانی
ضد گلوله • زرهپوش شده,مقاوم در برابر گلوله ساخته شده
جلیقه ضدگلوله
گاوبازی
گاوباز,ماتادور
گاوبازی,جنگ گاو
سهره سرسیاه
گاوغوک
حرامزاده,پست
سرسخت,احمق
شمش,شمش طلا یا نقره
گاوی,خوشبینانه
دارای گردن کوتاه و کلفت
گاو نر اختهشده
گاری گاو,ارابه گاوکش
سلول عمومی,منطقه موقت بازداشت