تا خرخره درگیر چیزی بودن
در صدد انجام کاری بودن
عاشقِ چیزی بودن
با کسی موافق بودن
کاملاً متفاوت بودن
ارزشمند بودن
ارزش امتحان کردن داشتن
مهمترین
ساحل • *به ساحل رفتن
کیف ساحلی
توپ ساحلی,توپ بادکنکی ساحلی
مسابقه امدادی توپ ساحلی,مسابقه امدادی با توپ ساحلی
باگی ساحلی,وسیله نقلیه ساحلی
صندلی ساحلی,صندلی تاشو
کک ساحلی,سخت پوستان جهنده
تعطیلات ساحلی,مسافرت دریایی
خانه ساحلی
فوتبال ساحلی,سوکر ساحلی
تنیس ساحلی,بیچ تنیس
استیشن واگن,ماشین استیشن
استیشن واگن,واگن ساحلی
فلج شده,ناتوان از حرکت
نهنگ به گل نشسته,فک به گل نشسته
لباس ساحلی
فانوس دریایی,علامت آتش • هدایت با فانوس دریایی,علامت گذاری با فانوس دریایی
فانوس دریایی,چراغ راهنما
مهره • رشته کردن,نخ کردن
تزئین مهرهای,حاشیهسازی با مهره
کار مهره,حاشیهسازی مهرهای
ریز و براق (چشم)
سگ بیگل
منقار • نوک زدن آرام,ضربه زدن با منقار
منقاردار,شبیه منقار
*نهنگمنقاریان
*لیوان بزرگ
انبر بشر
تیرآهن • تا بناگوش لبخند زدن
پل تیر
سقف پوشیده از تیرکهای چوبی یا فلزی
قطرنما پرتویی,قطرنمای بیم
شاهین جرثقیل
بالشتک تیر,کوسن تیر
ریل زنجیری جرثقیل
بشاش
لوبیا • زدن به سر، به ویژه با یک بیسبول پرتاب شده,ضربه زدن به سر، مخصوصاً با یک بیسبول پرتاب شده
دیپ لوبیا
لرزاننده لوبیا,لزبین
مگس لوبیا,مگس باقلا
احمق,بیمغز
کرم غلاف لوبیا,آفت غلاف لوبیا
ملکه لوبیا,مردی که به مردان لاتین جذب جنسی دارد
کیسه حبوبات,صندلی گلابی شکل
کلاه بافتنی
ترکهای
ظرف دیزی سفالی
تحمل کردن • خرس
شبیه بودن
شیرینی پنجه خرسی
بچه خرس,خرس کوچک
نتیجه دادن
آشفتهبازار
به یاد سپردن
به جای دیگر انتقال دادن
اثر گذاشتن
یک ادعا را با ارائه شواهد و مدارک تایید کردن
چنگال خرس,پنجه خرس
با صبر چیزی را تحمل کردن
تحمل كردن
قابل تحمل,تحمل پذیر
بینتورونگ,گربه خرسی
ریش • حاشیه زدن,کناره سازی
در موضع قدرت کسی با او درافتادن
ریش دار,دارای ریش
اژدهای ریشدار
هُما
حامل,حمل کننده
حالت,رفتار • تحمل کننده,باربر
سس برنیز
کلاه پوست خرس (کلاه نگهبانان کاخ ملکه)
حیوان (وحشی)
حالت حیوانی,مود جانوری
حیوان باربر,حیوان بارکش
وحشیانه,خشن • بهشدت
کتک زدن • ضربآهنگ • ازنفسافتاده
بازی مبارزه,همه را بزن
آب در هاون کوبیدن
خواهان زیادی داشتن
حاشیه رفتن
کسی را با روش خودش شکست دادن
رقصنده هیپ هاپ,بیت بوی
مغز کسی را متلاشی کردن