عهدشکنی کردن
رکورد جدید ثبت کردن
زحمت زیادی کشیدن
از هم پاشیدن,جدا شدن
فرار کردن
از جان مایه گذاشتن
شکستن مانع,عبور از مانع
رقص بریک (رقص خیابانی آکروباتیک) • بریک دنس انجام دادن, رقص بریک انجام دادن
خراب شدن
تمام قوانین را زیر پا گذاشتن
آسیب ناشی از سقوط را کاهش دادن
فرار کردن (از زندان و ...)
نوآوری کردن
ترک عادت کردن
دل کسی را شکستن
به زور وارد شدن (معمولاً برای دزدی)
بهزور وارد شدن (برای دزدی)
از جان مایه گذاشتن
چیزی را شکستن (به منظور جدا کردن بخشی از آن)
فرار کردن (از زندان)
ناگهان دچار شدن به,جوش زدن
عرق ریختن
نقطه بریک,فرصت بریک
اعلام برائت کردن
اتاق استراحت
هی گیر دادن
تمام کردن سختترین بخش چیزی
شاخ غول را شکستن
جیب آدم را خالی کردن
شکست دیوار چهارم
عادت بدی را ترک کردن
یخ جمع را شکستن
ساختارشکنی کردن
ساختارشکنی کردن
خبری را فاش کردن
شکستن سکوت
از یک طلسم یا جادو رهایی یافتن
با موفقیت بر چیزی غلبه کردن
بهم زدن (رابطه عاشقانه)
وسط تعطیلات تصمیم به برگشت گرفتن
باد شکم خارج کردن
ورود غیرقانونی
شکستنی • شیء شکننده,کالای قابل شکستن
جدایی,گسست • جداییطلب,مخالف
*بریکبیت
بریکدنسر,رقصکننده بریک
اختلال
لاین خرابی,لاین اضطراری
قطع کننده مدار,دستگاه قطع کننده
دسته بکس
گورستان خودرو
صبحانه • صبحانه خوردن
*بار صبحانه
*میز صبحانه
شکست,ترک خوردگی
داخل شدن به جایی به صورت غیر قانونی
خبر فوری
(سرعت) سرسامآور
فرار,گریز • موفق (ناگهانی) • شکستن,شروع شدن
پیشرفت مهم • غیرمنتظره (پیشرفت)
جدایی
موج شکن,سد
ماهی سیم • خراشیدن,تمیز کردن
سینه • روبرو شدن با,مقابله کردن با
جراحی بزرگ کردن سینه
سرطان سینه
ژن سرطان پستان ۱
ژن سرطان پستان ۲
آزمایش ژن سرطان پستان
حذف ایمپلنت سینه
شیردوش دستی
*بازسازی سینه
جناغ
شیر دادن
کیسه نگهداری شیر مادر
سینه بند,زره سینه اسب
شنای قورباغه,کرال سینه • شنا کردن قورباغه,قورباغه زدن
نفس
نقطه تنفس
تغییری تازه و دلچسب
تست تنفس,الکل سنج
قابل تنفس,نفوذپذیر هوا
دمسنجی کردن
الکلسنج تنفسی
نفس کشیدن
نفس راحتی کشیدن
لو دادن
کسی را زیر نظر داشتن
تنفس کردن,کشیدن
جان تازه دادن به چیزی,زندگی دوباره دادن به چیزی
تنفس • تنفس,تنفسی
دستگاه اکسیژن
دستگاه تنفس,وسیله تنفسی
دستگاه تنفس,ونتیلاتور مکانیکی
دچار تنگینفس