*کیف کمری
سگک کمربند
*مشروب نوشیدن
تسمه (مکانیکی)
آویز کمربند,نگهدارنده کمربند
با سرعت و اشتیاق کاری را شروع کردن
با صدای بلند آواز خواندن
سنباده تسمهای
ساکت شدن
کاهش هزینهها
کمربند دار,با کمربند محکم شده
جاده کمربندی,بزرگراه محیطی
فیلماهی
منزل ییلاقی
ابراز پشیمانی کردن
مسخره کردن,توهین کردن
سردرگم کردن
گیج,سردرگم
نیمکت • از بازی بیرون کشیدن
گیره میز کار,گیره کارگاهی
ذخیره شده,در لیست انتظار نگه داشته شده
محک
خم کردن • صدفخوار (پرنده)
خم شدن
رودهدرازی کردن
ذهن و توان خود را صرف کردن
خم شدن,تا کردن
از جان مایه گذاشتن
قانون را دور زدن
حقیقت را کمی تحریف کردن
قابل خم شدن,انعطاف پذیر
مهمانی نوشیدن,مستی
خم شدن,انحنا
بندومینو,یک بازی تختهای مبتنی بر کاشی که نوعی از دومینو است، جایی که بازیکنان کاشیهای منحنی با اعداد مختلف را مطابقت داده و قرار میدهند تا یک شبکه متصل از منحنیها ایجاد کنند و بر اساس اعداد نشان داده شده روی منحنیها امتیاز کسب میکنند
انعطاف پذیر,نرم
زیر,در زیر • (در) زیر
نیایش
حالت سودمند,حالت ذینفع
نیکوکار
منفعت,پست کلیسایی دارای درآمد • زمینی را به کلیسا وقف کردن
نیکوکاری, سخاوت
سودمند
به طور مفید، به طور سودمند
ذینفع • ذینفع, سودمند
سود • سود بردن
کنسرت یا مراسمی جهت کمک به خیریه
فرض بر صداقت
سخاوتمند و مهربان
گربه بنگال
ببر بنگال
زبان بنگالی • بنگالی,مربوط به بنگال
کوتهفکر
ملایم
بزرگ شدن پروستات
لطف
برکت,دعای برکت
تهتغاری
بنه,کنجد
بننی,کنجد هندی
دانه کنجد,بنیسید
بنی، کمدین ایالات متحده که به خاطر زمانبندی، ارائه و طنز خودکمبینانهاش شناخته میشود (1974-1894),بنی، هنرمند طنزپرداز آمریکایی مشهور به دقت در زمانبندی، شیوه بیان جوک و طنز فروتنانهاش (1974-1894)
تمایل,گرایش • خمیده,کج
مصمم
حسابی کفری
قیچی خمیده,قیچی با زاویه ارگونومیک
انبر دماغه خم
بنتیک,مربوط به کف آب
*صندلی چوبی خمیده
بی حس کردن,کرخت کردن
یک بنزو,یک بنزودیازپین
یک دختر,یک زن
به ارث گذاشتن
سرزنش کردن
بربر,امازیغ
*کفپوش ضخیم بربر
*صندلی بربیس
داغدیده
داغدیده,اندوهگین • شخص داغدیده,شخص عزادار
داغدیدگی,اندوه
داغدار
کلاه پشمی گرد
برگاموت,مرکبات برگاموت
*ترنج
*صندلی برژر
بریبری
احمق,نادان
برکشر,شهرستان برکشر
لوکوموتیو برکشایر,لوکوموتیو نوع برکشایر
گلدوزی برلینی
برلینی, ساکن برلین
برلینتا,ماشین اسپورت دو نفره با بدنه کوپه