جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Benny
01
بننی، یک گیاه سالانه راست از شرق هند؛ منبع دانه کنجد یا بنیسید و روغن کنجد, کنجد، گیاه سالانه راست از شرق هند؛ منبع دانه کنجد و روغن کنجد
East Indian annual erect herb; source of sesame seed or benniseed and sesame oil
02
بنی، کمدین ایالات متحده که به خاطر زمانبندی، ارائه و طنز خودکمبینانهاش شناخته میشود (1974-1894), بنی، هنرمند طنزپرداز آمریکایی مشهور به دقت در زمانبندی، شیوه بیان جوک و طنز فروتنانهاش (1974-1894)
United States comedian known for his timeing and delivery and self-effacing humor (1894-1974)
03
تظاهر کننده, wannabe
(surfing) used to describe someone, usually a non-surfer, who pretends to be experienced or knowledgeable about surfing by imitating the behavior, fashion, and language of surfers
Disapproving
Informal
Specialized
مثالها
Do n't listen to her; she 's just a benny trying to fit in with the surfers.
به حرفش گوش نکن؛ او فقط یک بنی است که سعی میکند با موجسوارها جور شود.
04
یک بازدیدکننده ناخواسته از بایون، الیزابت، نیوآرک یا نیویورک در ساحل نیوجرسی, یک گردشگر ناخوانده از شهرهای بزرگ همسایه در ساحل نیوجرسی
(New Jersey) a person from Bayonne, Elizabeth, Newark, or New York City, often seen as an unwelcome visitor at the Jersey Shore
Slang
مثالها
Do n't act like a benny when you're down the shore.
وقتی در ساحل هستی مثل یک بنی رفتار نکن.



























