*سبیلک
هالتر
آرایشگر • اصلاح کردن,موها را کوتاه کردن
صندلی آرایشگاه
زرشک
سلمانی
*ریشمرغ آمریکایی
برجوبارو
عروسک باربی
معتاد باربی,وسواسی باربی
*باربینا
باربیتورات
مکتب باربیزون
ریشدار
سرود گرجیبان
بارسلونا,شهری در شمال شرقی اسپانیا در دریای مدیترانه؛ دومین شهر بزرگ اسپانیا و بزرگترین بندر و مرکز تجاری؛ مرکز اعتقادات سیاسی رادیکال بوده است
بارکتا,ماشین ورزشی کوچک
بارکد • بارکد زدن,برچسب بارکد زدن
زره تزئینی اسب,پوشش پارچه ای تزئینی اسب • اسب را زره پوشاندن,اسب را آراستن
حداقل,ناقص • آشکار کردن,برهنه کردن • واقعاً,سوپر
اصلِ مطلب
ضروریات اولیه
سفره دل خود را باز کردن
پادشاه برهنه,پادشاه تنها
دوشنبه حداقل,دوشنبه کمینه
کاملاً برهنه,بدون لباس
کاملاً برهنه,بدون لباس
ضروریات اساسی,حداقل ملزومات
بیشرمانه,وقح
بیشرمانه,وقاحتآمیز
پابرهنه,بدون کفش • پابرهنه,بدون کفش
پابرهنه,بدون کفش • پابرهنه,بدون کفش
بهسختی
استفراغ,تف • استفراغ کردن,بالا آوردن
با شدت استفراغ کردن,رودههای خود را بالا آوردن
قرارداد • چانه زدن
آماده بودن
فرد فرصتطلب (در خرید و معامله)
چانهزنی
برگ برنده (در مذاکره)
قدرت چانهزنی
راه خود را باز کردن,راه خود را هل دادن
ردیف بنایی,ردیف آجر در لبه بام
ناگهانی وارد شدن,بدون اجازه وارد شدن
تیر لبه بام,تیر شیروانی
دوخت بارجلو
قهوهچی
باریتون,دومین ساز بادی برنجی پایین • (صدا) بین بم و زیر
پوست درخت • واقواق کردن
بیهوده اعتراض کردن
سوسک پوستخوار,سوسک درخت
سخت در اشتباه بودن
بارمن,کارمند بار
بارمن,کارمند بار
سگ,توله سگ
سر واق واقی,فریادزن
کاملا دیوانه
جو (غله)
ساندویچ جو,آبجوی ناهار
آبنبات عصاره جو
عصاره جو
*شراب جو
مایه خمیر,مایه
*نان انگلیسی
*بارمن زن
پیشخدمتِ بار (مرد)
*کیک کشمشی
دیوانه,عقبمانده
طویله
رقص محلی در محیط روستایی
درب انبار,درب بزرگ انبار
جغد انبار
قرمز اسطبلی
*عنکبوت طویله
کشتیچسب
سَرِ سَخت,کله شق
آتش زن انبار,سوزاننده انبار
مدل مو,آرایش مو
مشکل,دشواری
بلوز و دامن بلند سنتی فیلیپینی
فشارنگار
فشارسنج هوا
بارون,لرد
بارونس,همسر بارون
باروک,تزئین شده با جزئیات باروک • سبک باروک
رقص باروک
موسیقی باروک
*باروک پاپ
باروش,کالسکه چهارچرخ بزرگ
حمایت کردن
سربازخانه
ماهی کوتر
باراکودا,ماهی باراکودا
سیلی از انتقادات، سوالات و غیره • (با سوالات بسیار) بمباران کردن
ماهی باراماندی
میلهٔ تمرینی باله