آزمایش خون,تست های خون
سرخ خونین
سگ شکاری سنت اوبر
بی خون,خونless
خاندان
ریختن خون,حمام خون
قرمز (چشم)
جریان خون
زالو,خون آشام
خونخوار,عطش خون
خونآلود • آغشته به خون کردن,لکه خون زدن • خیلی,لعنتي
بلادی مری (نوعی کوکتل)
وبلاگکتاب
شکوفه دادن • ظاهری جوان و شاد
طبقهبندی بلوم,تقسیمبندی بلوم
اشتباه,خطا
زیرشلواری کوتاه و گشاد
شکوفه زدن,گل دادن • لعنتی,نفرینآمیز
گلپیاز سوخاری
محفل روشنفکری بلومزبری
اشتباه خنده دار,خطای خجالت آور
شکوفه • شکوفه دادن
لکه,کثیفی • خشک کردن,جذب رطوبت
وجهه خود را خراب کردن
کامل فراموش کردن
لک • لکه دار کردن,آلوده کردن
لکه دار,نامنظم
دفتر ثبت پلیس,دفتر روزانه وقایع
مست لایعقل,مست
بلوز (زنانه)
ضربه محکم (با اسلحه یا مشت) • فوت کردن • به شکلی تحریکآمیز
از کوره در رفتن
کسی را بوسیدن
با لبان خود صدایی بیادبانه در آوردن
(با فوت) خاکگیری کردن
حالوهوایی عوض کردن
به سر کسی شلیک کردن
بالا آوردن
هویت واقعی خود را لو دادن
با اختلاف زیاد جلو زدن
سقوط کردن (توسط باد)
سشوار,خشک کن مو
مگس گوشت,مگس سبز
دمدمیمزاج بودن
سرزده آمدن
دیالوگهای خود را اشتباه گفتن
هوش از سر کسی بردن
فین کردن
بر اثر انفجار جدا شدن
فوت کردن (شمع و...) • به روش تحریکآمیز,به شیوهای تحریککننده
ماجرا را زیادی بزرگ کردن
کم کم محو شدن
سریع از کنار کسی گذشتن
اطلاعات غلط دادن به کسی
از کسی الکی تعریف کردن
تخلف را گزارش کردن
از کوره در رفتن
خودستایی کردن
منفجر کردن
سشوار کشیدن • براشینگ
چاپ بزرگ,نسخه بزرگ شده
بازگشت اطلاعات,تاثیر معکوس اطلاعات نادرست
قاصدک,شیرین بیان
دمنده,پنکه
فوگو,ماهی بادکنکی
مگس گوشت,مگس آبی
تفنگ بادی
خودستا,لافزن
مشعل جوشکاری,سوخت گاز
وعده غذای مفصل
*مشعل فشاری
پر باد,بادخیز
ساندویچ بیالتی
دیسک بلوری
دیسک بلو-ری
گریه کردن,ناله کردن • چربی,پیه
کپل چاق,باسن چرب
کفش مردانه بلوچر
چماق,گرز • با چماق زدن,به شدت کتک زدن
تنبل,انگل
آبی • آبی,لباس آبی • آبی کردن,رنگ آبی زدن
آبی آسمان,آسمان آبی
آبی-ارغوانی
کمربند آبی,درجه آبی
اصل و نسب
نیلگاو,گاو نر آبی
پنیر رگهآبی
چیپ آبی,چیپ با ارزش بالا
درنای آبیرنگ
شیاطین آبی,افسردگی
روباه آبی,روباه قطبی آبی
حالتی از پریشانی عاطفی عمیق,افسردگی
جیجاق کبود
شلوار جین آبی,جین آبی
خط آبی,خط آبى