جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
blowy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
blowiest
شکل تفضیلی
blowier
درجهپذیر
مثالها
The trees swayed gently in the blowy weather, their leaves rustling together.
درختان در هوای پر باد به آرامی تکان میخوردند، برگهایشان با هم زمزمه میکردند.



























