جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
blowy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
blowiest
شکل تفضیلی
blowier
درجهپذیر
مثالها
We decided to cancel the picnic because the blowy conditions would make it difficult to enjoy our meal.
ما تصمیم گرفتیم پیکنیک را لغو کنیم زیرا شرایط پر باد لذت بردن از غذایمان را دشوار میکرد.



























