جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bugaboo
01
کابوس, منبع نگرانی
something that causes persistent worry, fear, or irritation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
bugaboos
مثالها
Public speaking is the bugaboo of many otherwise confident people.
سخنرانی عمومی کابوس بسیاری از افراد در غیر این صورت با اعتماد به نفس است.
02
غول, هیولا
an imaginary monster or creature invented to scare children
مثالها
Parents once used the bugaboo to make children behave.
والدین زمانی از بابا برای وادار کردن کودکان به رفتار خوب استفاده میکردند.



























