جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Blockhead
Informal
Offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
blockheads
مثالها
He felt like a blockhead for driving the wrong way on a one-way street.
او احساس کرد که یک احمق است برای رانندگی در جهت اشتباه در یک خیابان یکطرفه.



























