جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Blockhead
غیررسمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
blockheads
مثالها
The blockhead couldn't figure out how to open the child-safety lid.
احمق نتوانست بفهمد که چگونه درپوش ایمنی کودک را باز کند.



























