جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Battlecruiser
01
مشروبفروشی, بار
(Cockney rhyming slang) a place where alcoholic drinks are served
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
battlecruisers
مثالها
Let's meet at the battlecruiser after work.
بیایید بعد از کار در battlecruiser ملاقات کنیم.



























