جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bystander
01
تماشاگر, شاهد
a person who is present at an event or incident but does not take part in it
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bystanders
مثالها
During the street performance, many bystanders gathered to watch.
در طول اجرای خیابانی، بسیاری از تماشاگران برای تماشا جمع شدند.



























