step over the linestillbirth
از 69
step over the linestillbirth
step over the line[phrase]
step stool[n]

*چهارپایه پلکانی

step up[v]

افزایش دادن

step up game[phrase]

سطح خود را بالا بردن

step up to the plate[phrase]
step-free[adj]
stepbrother[n]

برادرخوانده

stepchild[n]

فرزندخوانده

stepdaughter[n]

دخترناتنی

stepfather[n]

ناپدری

stepladder[n]

نردبان تاشو,نردبان قابل حمل

stepmother[n]

نامادری

stepparent[n]

ناپدری یا نامادری

steppe[n]
stepping stone[n]

سنگ پله,سنگ عبور

stepsister[n]

خواهرخوانده

stepson[n]

پسرناتنی

stepwise[adj][adv]

تدریجی,گام به گام • گام به گام,تدریجی

stercorariidae[n]

استرکوراریده,جگرها و اسکوآها

stercorarius[n]

سرده نوعی از Stercorariidae: جگرها,استرکوراریوس: سرده نوعی از Stercorariidae

stereo[n][adj]

سیستم استریو • استریو,استریوفونیک

stereo camera[n]

دوربین سه‌بعدی

stereo system[n]

سیستم استریو

stereophonic[adj]

استریوفونیک,استریو

stereophonic system[n]

سیستم استریوفونیک,سیستم استریو

stereophony[n]

استریوفونی,صدا استریوفونیک

stereoscope[n]

جهان‌نما

stereoscopic[adj]

استریوسکوپیک,سه بعدی

stereoscopy[n]

تکنیک سه‌بعدی‌سازی

stereotactic surgery[n]

جراحی هدایت‌شده سه‌بعدی

stereotype[n][v]

کلیشه • کلیشه‌ای کردن، بر اساس یک کلیشه ذهنی طبقه‌بندی کردن

stereotyped[adj]

کلیشه‌ای,تیپیک

stereotypic[adj]

کلیشه‌ای,تیپیک

stereotypical[adj]

کلیشه‌ای,تیپیک

sterile[adj]

بی حاصل,نازا

sterile pad[n]

پد استریل,نوار استریل

sterile tape[n]

نوار استریل,نوار استریل شده

sterilization[n]

عقیم‌سازی

sterilize[v]

ضدعفونی کردن

sterling[adj][n]

ممتاز • استرلینگ,پوند استرلینگ

stern[adj][n]

سخت‌گیر • عقب کشتی,قسمت عقب قایق

sternly[adv]

به شدت,با قاطعیت

sternum[n]

جناغ

sternutation[n]

عطسه,سرفه

steroid[n]

استروئید

stertor[n]

خرناس,صداي خرناس

stethoscope[n]

گوشی پزشکی

stetson[n]

کلاه گاوچرانی

stevedore[n]

کارگر بارانداز

stevia[n]

شیرین‌برگ

stew[n][v]

خورش • آب‌پز کردن

stew in own juice[phrase]

تاوان کار خود را پس دادن

steward[n]

مدیر,سرپرست

stewardess[n]

مهماندار (زن)

stewed[adj]

آرام‌پز شده

stick[n][v]

شاخه نازک • چسباندن

stick around[v]

(در جایی) ماندن

stick at[v]

(بر رسیدن به هدف) تمرکز کردن

stick by[v]

به کسی وفادار ماندن

stick dance[n]

رقص سنتی کوبیدن چوب‌ها

stick down[v]

باعجله نوشتن

stick figure[n]

شکل چوبی,نقاشی چوبی

stick in mind[phrase]
stick insect[n]

چوبک‌سان

stick neck out[phrase]

خود را به خطر انداختن

stick of furniture[phrase]

وسیله

stick out[v]

بسیار قابل توجه بودن

stick out like a sore thumb[phrase]

بدجوری توی ذوق زدن

stick shift[n]

گیربکس دستی,دنده دستی

stick to[v]

اعتقاد راسخ به چیزی داشتن

stick to guns[phrase]

سر موضع خود ماندن

stick together[v]

متحد ماندن

stick up[v]

با استفاده از سلاح از کسی سرقت کردن

stick up for[v]

حمایت کردن

stick with[v]

اصرار ورزیدن

stick-up[n]

سرقت,دزدی

sticke[n]

یک بازی راکت و توپ داخل سالن که عناصر تنیس چمنی و تنیس واقعی را ترکیب می‌کند,استیک

sticker[n]

خنجر,دشنه

sticking plaster[n]

چسب‌زخم

sticking point[n]

نقطهٔ اختلاف‌نظر

stickleback[n]

ماهی آبنوس

sticky[adj][n]

چسبنده • یادداشت چسبنده,کاغذ چسبنده

sticky bun[n]

نان عسلی

sticky note[n]

کاغذ یادداشت چسبان

stiff[n][adj][adv]

یک آدم معمولی,یک فرد عادی • سخت و محکم • سفت,سخت

stiff a waiter[phrase]
stiff peak[n]

استیف پیک

stiff upper lip[n]

سرسختی

stiffen[v]

سفت شدن,سخت شدن

stifle[v][n]

از شدت چیزی کاستن • مفصل زانو,زانو

stifling[adj][n]

خفه‌کننده (آب و هوا) • سرکوب,خفه کردن

stigma[n]

ننگ,نشانه پوستی

stigmatize[v]

انگ زدن

stile[n]

پایه,قاب

stiletto[n]

دشنه

stiletto heel[n]

پاشنه خنجری,پاشنه استیلتو

still[adj][n][adv][v]

بی‌حرکت • عکس (از فیلم، ویدیو و...) • هنوز • آرام شدن,ساکن شدن

still as a stone[phrase]

کاملاً بی‌حرکت

still life[n]

نقاشی طبیعت بی‌جان

stillbirth[n]

مرده زایی

LanGeek
دانلود برنامه