جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stepdaughter
01
دخترناتنی
the daughter of one's spouse from a past relationship
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stepdaughters
مثالها
She bought a beautiful necklace as a birthday gift for her stepdaughter.
او یک گردنبند زیبا به عنوان هدیه تولد برای دختر ناتنی خود خرید.



























