کیک اسفنجی
تاپش اسفنجی,جاروی اسفنجی
زندگی کردن به هزینه دیگران,از دیگران سوء استفاده کردن
پودینگ اسفنجی
مانند اسفنج,جاذب مانند اسفنج
نرم و انعطافپذیر
حمایت مالی کردن • حامی (مالی)
حمایت مالی,اسپانسرشیپ
خودجوش
خود به خود
نقیضه (فیلم) • تقلید طنزآمیز کردن,مسخره کردن
حمله جعل
شبح,روح • ترساندن,وحشت زده کردن
ترسیده,وحشتزده
ترسناک,وحشت آور
فصل ترسناک,دوره اشباح
قرقره,بوبین • پیچیدن,پیچیدن روی قرقره
بافتنی با قرقره
براش اسپولی
قاشق • *با قاشق برداشتن
غذای قاشقی,رژیم غذایی نرم
قاشق تمیزکننده ناخن
با قاشق غذا دادن,همه چیز را آماده ارائه دادن
کفچهنوک
بهاندازه یک قاشق
قاشق,بازی قاشق
تکوتوک
بهصورت پراکنده
هاگ,سلول تولید مثل
جوانه زنی اسپور,فرآیند جوانه زنی اسپور
*قاشچنگ
کیف چرمی جلو دامن اسکاتلندی
ورزش • به نمایش گذاشتن,نشان دادن
ماشین ورزشی,خودروی اسپورت
صخرهنوردی ورزشی
کت ورزشی,بلزر
ماهیگیری ورزشی,ماهیگیری تفریحی
ژاکت ورزشی,بلزر
بادبادک ورزشی,بادبادک آکروباتیک
پیراهن ورزشی,تی شرت ورزشی
ماشین شاسیبلند
بازی ویدیویی ورزشی,بازی ورزشی مجازی
موتورسیکلت ورزشی,موتور مسابقهای
ورزشی,منصفانه
امکان معقول (برای پیروزی یا موفقیت)
کلی ورزشی,تیراندازی به هدف گلی
ورزشی
لمور ورزشکار
ورزشگاه سرپوشیده,سالن ورزشی
سوتین ورزشی,پستانبند ورزشی
خودروی اسپورت
مسابقه ماشین های اسپورت
مجتمع ورزشی
باشگاه ورزشی
کت ورزشی,بلزر
مجتمع ورزشی,مرکز ورزشی
روز مسابقه ورزشی
طرفدار ورزش,علاقهمند به ورزش
سالن ورزشی
کت غیررسمی
ژرسه ورزشی,ژرسه تیم
پزشکی ورزشی
مسابقه ورزشی,دیدار ورزشی
نمونه اولیه ورزشی,ماشین مسابقه ای با عملکرد بالا که به طور خاص برای مسابقات استقامت ساخته شده است
بخش ورزشی (در روزنامه و غیره)
سدان ورزشی,خودروی چهار در با عملکرد بالا
پیراهن اسپرت آستینکوتاه
فروشگاه لوازم ورزشی
استادیوم ورزشی,آرن ورزشی
برنامه ورزشی • پخش یک رویداد ورزشی,انتشار یک رویداد ورزشی
ورزشکار (مذکر)
مرام ورزشکاری
ورزشکار,ورزشپیشه
لباس ورزشی
(زن) ورزشکار
ورزشی,فعال
لکه • تشخیص دادن
کاملاً دقیق,درست
بیلکه
نورافکن • برجسته کردن,در کانون توجه قرار دادن
خالدار
کیک اسفنجی با تکههای میوه
کفتار خالدار
گندراسوی لکهدار شرقی
ناظر,کاشف
تشخیص,دیدن
خالدار
همسر
پرانرژی و طولانی صحبت کردن • نوک,لوله
سخنگو,نماینده رسمی
بیوقفه حرف زدن,بیمعنی حرف زدن • وراجی,پرحرفی
پیچ خوردن • رگبهرگشدگی
دررفته
ماهی خمسی
دست و پاهای خود را باز کردن • گسترش,حالت ناجور
گستردگی,حالت ناجور • گسترده,پراکنده
اسپری,محصول برای اسپری کردن • *افشاندن
بطری اسپری
قوطی اسپری,آئروسل