بینی,پوزه
مغرور,تحقیرآمیز
چرت,خواب کوتاه • چرت زدن
خواب آور,کسل کننده
خروپف کردن • خرناس,صدای خرناس
خرناسکش,خر و پف کننده
خواب آور,کسل کننده
خرناس,خرناس کشیدن
اسنورکل,لوله هوا • با لوله تنفسی غواصی کردن
غواصی با اسنورکل,اسنورکلینگ
غواصی با لوله تنفسی
خرناس کشیدن • خرناس
مخاط بینی,ترشحات بینی
بچه بیادب,کودک گستاخ
پوزه
سوسکچه خرطومدار
برف • برف آمدن
دستگاه برفروب
*برف و شیره
توسط برف مسدود شدن
گول زدن با حرف
پلنگ برفی
*نخودفرنگی
به شدت درگیر کاری شدن
برفکوری
پوشیدهازبرف (قله)
پوشیده از برف,برفی
پوشیده از برف,برفی
سفید مانند برف
گوله برف,گوله برف • به سرعت افزایش یافتن
اثر زنجیرهای
*مروارید (سرده)
اسنوبرد • اسنوبورد سواری کردن, اسکی روی برف با تخته
اسنوبردر,سوار برفی
اسکیرویبرف
محصور در برف,مسدود شده توسط برف سنگین
یک اسنوکت,یک وسیله نقلیه برفی
توده برف
گل برفی
بارش برف
دانه برف
آدم برفی
اسنوموبیل,وسیله نقلیه برفی • رانندگی با اسنوموبیل,سواری با اسنوموبیل
لایه برف,انباشت برف
برفروب,ماشین برفروبی
ماشین برفروب
کفش مخصوص راه رفتن روی برف • با کفش برفی راه رفتن
گربه اسنوشو
*خرگوش پاشنهبرفی
کولاک
برفی
*بوف برفی
*دوازدهوجهی اسناب
پهن بینی,با بینی برگشته
میمون دماغسربالا
بوییدن,حس بویایی • از طریق بینی استنشاق کردن,بو کشیدن • رنگ تنباکو,قهوه ای مایل به خاکستری تا زرد
جان دادن,به دیار باقی شتافتن
از بین بردن,نابود کردن
(صدای نفس) خسخس • فین کردن,مخ کشیدن
راحت,به خوبی محافظت شده • گوشه دنج,اتاق کوچک دنج
غرق در راحتی
اتاق کوچک و دنج,گوشه دنج
لباس زیر کشیده شده,شورت کشیده شده
بغل کردن • بغل کردن,در آغوش گرفتن محبت آمیز
راحت,دلپذیر
اسنورفر,نوع اولیه تخته برف
آن قدر • بنابراین • سو,سل • درست,صحیح
به منظور,برای
تا اینجا خوب بوده
به خدا قسم
خداحافظ,به امید دیدار
تا زمانی که,مادامی که
این هم از...
شکست در دقیقه 90
تا، به طوری که
فلان,یک فرد حقیر
به اصطلاح
معمولی، متوسط • نه خوب نه بد,متوسط
خیساندن • خیساندن,غوطهوری
بسیار لذت بردن
آفتاب گرفتن
خیسِ آب
مست,الکلی
خیساندن,اشباع • خیس,تر
جذب,اشباع
صابون • شستن با صابون
جای صابون
ورق صابون
سریال آبکی
صابون به شکل گلبرگ
پودر مخلوط صابون و مواد شوینده
سکو,تریبون
کف صابون
اوج گرفتن • صعود,پرواز
صعودی,در حال افزایش • پرواز بدون موتور,سوارینگ
گریه کردن • هق هق,گریه تشنجی
داستان غمانگیز (به منظور مظلومنمایی)
سوبا (نودل ژاپنی)