*ترموستات هوشمند
تلویزیون هوشمند
خودعقل کل پندار • خودنما,مغرور
لباس های شیک یا رسمیتر پوشیدن
هوشمندانه,خلاقانه
ظرافت,استیل
تلفن هوشمند
دانا,باهوش
محکم (ضربه) زدن • ضربه محکم,تأثیر قوی
کات ضربتی
موفقیت چشمگیر,ضربه بزرگ
گاز دادن,شتاب گرفتن
به شدت به چیزی صدمه زدن
تصادف شدید,حادثه جدی
کاملاً مست,کاملاً مدهوش
فرد یا چیز بسیار جذاب
لکه,تهمت • لکه دار کردن,تهمت زدن
بوی بهخصوصی داشتن • حس بویایی
به چیزی مشکوک شدن
کمترین مقدار ممکن
از زندگی لذت بردن
حریص,مزاحم در غذا
شخص شکایتکننده,شخص انتقادگر
بویایی,بوییدن • معطر,بو دار
بدبو
ماهی کوچک شبیه قزل آلا,اسمیلت • گداختن (فلزات)
ذوب,گداختن
مقدار خیلی کم
لبخند زدن • لبخند
رو کردن (شانس و...)
چهره,صورت
شکلک
لبخند زن,خندان • لبخند,چهره خندان
پوزخند زدن • پوزخند
ضربه شدید زدن,کوبیدن
درهم شکسته,مصیبتزده
لبخند زدن با چشمها,لبخند چشمی
روپوش • تزیین با دوختن در خطوط مستقیم که به صورت مورب یکدیگر را قطع میکنند,زیبا کردن با بخیههای مورب متقاطع
دوخت تزئینی برای چیندار کردن
مهدود
رویداد دودمه,رویداد آلودگی هوا
دود و مه,آلودگی دود و مه
مه آلود,آلوده
دود • سیگار کشیدن
تشخیصدهنده دود
فریب
حسگر دود
مکنده دود جراحی
زیادی سیگار کشیدن
از جایی راندن
یک زیبایی خیره کننده,یک جذابیت آتشین
علامتدهی با دود
جعبه دود,اتاق دود
دودیشده
*تخممرغ دودی
ماهی سالمون دودی,ماهی سالمون دودی سنتی
بیدود
واگن برای سیگاریها,کابین برای سیگاریها
استعمال دخانیات • بسیار جذاب
مدرک جرم
روبدوشامبر مردانه
اتاق ویژه سیگار کشیدن
دودی
کوارتز دودی,کوارتز دودی
کوچولو,ریز
بوسه محبتآمیز,ماچ • کسی را عاشقانه بوسیدن
صاف • صاف کردن • صاف کردن,پولیش
بسیار نرم
مغز صاف,احمق
حفره صاف,حفره ای که در طرفین صاف دندان های شما رخ می دهد
ستون صاف,ستون ساده
آرام کردن
جاز نرم,اسموث جاز
صاف کردن,هموار کردن
تعارضات را حل کردن
دلخوری کسی را برطرف کردن
*گرگمار
روح صاف,سول نرم
صاف تراشیده,نزدیک تراشیده
زبانباز
صاف کردن,نرم کردن
اسموتی
*دستگاه اسموتی
اتو,آهن صاف کننده
رنده صاف کن,رنده پرداخت
بدون مشکل
صافی,نرمی
*بوفه سلفسرویس
خفه کردن,پوشاندن • ابر خفهکننده دود,لایه خفهکننده دود
در حال جوش,پنهان
پیامک • پیامک فرستادن
لکه,کثیفی • لکهدار کردن
ازخودراضی
قاچاق کردن
قاچاقچی
قاچاق
مغرور,خودپسند