ساتن (پارچه)
طلایی ساتن
صاف و براق (سطح)
طنز
هجوآمیز
طنزنویس
بهصورت طنز نقد کردن
رضایت
به طور رضایت بخش,به شکل قابل قبول
رضایتبخش
راضی
ارضایت کردن,سیر کردن
راضیکننده
به طور رضایت بخش,با رضایت
نارنگی
رقص ساتریا (یکی از هشت رقص اصلی هند)
اشباع کردن (شیمی)
اشباع شده,خیس خورده
چربی اشباع
*اسید چرب اشباعشده
اشباع,خیساندن
شنبه
زحل (سیاره)
عبوس
ساتیر (اسطوره یونان باستان)
سس • چاشنی زدن,زنده کردن
سس وینیگرت
قایق سس,ظرف سس
قابلمه کوچک دستهدار
قابلمه سس,دیگ
نعلبکی
*آشپز تهیه سسها
بی ادب,پررو
سعودی • سعودی,عربستانی
عربستان سعودی
کلمترش
سونا
گشتن,آرام راه رفتن • پیاده روی آرام,گشت زدن
سوسیس
سگ سوسیس,داکساند
جاکی سوسیس,شوالیه سوسیس
گوشت سوسیس
*رول سوسیس
ماساژور سوسیس,ماساژور سوسیس
تفت دادن • سوت,غذای سوت • تفتدادهشده
تابه مخصوص تفت دادن
تفت داده شده,سرخ شده سریع
*وحشی • وحشی,بربر • به شدت انتقاد کردن,به صورت لفظی حمله کردن
وحشیانه,با خشونت
وحشیگری,بربریت
ساوانا,چمنزار گرمسیری
گرمدشت
دانشمند
ساواته
نجات دادن • مهار (توپ توسط دروازهبان در فوتبال و غیره) • جز,به جز
برای کسی صندلی نگه داشتن
خود را خسته نکردن
حفظ آبرو کردن
کسی را از مخمصه نجات دادن
کار را نجات دادن
از کارهای غیر ضروری اجتناب کردن
پول جمع کردن
خطر از بیخ گوش گذشتن
صرفهجویی • نجاتبخش,رهاییدهنده • به جز
فیض نجات بخش,نجات الهی
پرتاب نجات,پرتاب نجات در برابر
پسانداز
حساب پسانداز
صندوق پس انداز تعاونی و رهنی
ناجی,رهاننده
مهارت اجتماعی
از طعم چیزی لذت بردن • طعم
خوشمزگی
بی مزه,ملس
بی مزگی,عدم وجود طعم
رضایتبخش • سینی مزه
کلم ساووی,ساووی
آبی ساووی,ساووی آبی
*کلم ساوی
فهمیدن,درک کردن • دانش عملی,درایت عملی • کارکشته
اره کردن,بریدن با اره • اره
خرخر کردن,خواب عمیق داشتن
خر و پف کردن,با صدا نفس کشیدن در خواب
جراح,پزشک متخصص در جراحی
خاک اره
مگه اره,زنبور اره
کارخانه اره کشی,کارخانه چوب بری
بام دندانهای
سوسک چوبخوار,سوسک درختخوار
سوسک ارهکش
ساکسهورن (نوعی شیپور برنجی)
ساکسیفونیست,نوازنده ساکسیفون
*فرش ساکسونی
ساکسوفون
نوازنده ساکسوفون
گفتن • حق اظهارنظر
با موجودات الهی یا معنوی ارتباط برقرار کردن