spellspindly
از 69
spellspindly
spell[n][v]

طلسم,جادو • هجی کردن

spell disaster[phrase]

خبر از فاجعه دادن

spell out[v]

با جزئیات توضیح دادن

spell trouble[phrase]

بوی دردسر دادن

spell-checker[n]
spellbinding[adj]

مسحورکننده

spellbound[adj]

مسحور,مفتون

spelling[n]

هجی

spelling bee[n]

مسابقه هجی کردن,رقابت املا

spelt[n]

گندم آلمانی

spelunker[n]

غارگرد

spend[v]

خرج کردن

spend a penny[phrase]

دستشویی رفتن

spend money like water[phrase]

مثل ریگ پول خرج کردن

spend on[v]

(برای چیزی) خرج کردن

spending[n]

خرج کردنِ پول

spending spree[n]

دورِ ولخرجی

spendthrift[n][adj]

فرد ولخرج • مسرف

spent[adj]

خسته

spent fuel[n]

سوخت مصرف شده,سوخت هسته ای استفاده شده

sperm[n]
sperm bank[n]

بانک اسپرم,مرکز نگهداری اسپرم

sperm cell[n]

اسپرم,سلول اسپرم

sperm whale[n]

نهنگ عنبر,نهنگ عنبر بزرگ

spermatic[adj]

اسپرماتیک,مربوط به مایع منی

spermatic fluid[n]

مایع منی,مایع اسپرماتیک

spew[v]

استفراغ کردن,بالا آوردن

spheniscus demersus[n]

پنگوئن آفریقایی,پنگوئن کیپ

sphenodon punctatum[n]

اسفنودون پانکتاتوم,تواتارا

sphenoethmoidal recess[n]

فضای اسفنوئید اتموئید,فضای اسفنوئید-اتموئید

sphenoid bone[n]

استخوان اسفنوئید,استخوان پروانه‌ای شکل

sphenoid sinus[n]

سینوس اسفنوئید,حفره اسفنوئید

sphere[n]

کره,توپ

sphere of knowledge[n]

حوزه دانش,قلمرو علم

spherical[adj]

کروی

sphericity[n]

کروی‌بودن

spheroid[n]

کره‌گون

spherometer[n]

کره‌سنج (فیزیک)

sphincter[n]

عضله اسفتکتر

sphinx[n]

ابوالهول

sphygmomanometer[n]

فشارسنج خون

sphynx cat[n]

گربه بی‌مو

spic[adj][n]

کاملاً تمیز,تمیز مثل آینه • اسپیک (اصطلاح توهین آمیز برای افراد با تبار لاتین آمریکایی),اسپیک (واژه تحقیرآمیز برای افراد با اصل و نسب لاتین آمریکایی)

spic-and-span[adj]

تمیز و مرتب,براق

spiccato[n]

نوعی روش آرشه‌کشی برای ایجاد صدای منقطع

spice[n][v]

ادویه • چاشنی زدن,سرزنده کردن

spice cake[n]

*کیک ادویه

spice mix[n]

مخلوط ادویه,ادویه

spice up[v]

ادویه‌دار کردن

spiced[adj]

ادویه‌دار,معطر

spiciness[n]

تندی

spick[n][adj]

اسپیک (اصطلاح توهین آمیز برای افراد با تبار لاتین آمریکایی),اسپیک (واژه توهین آمیز برای افراد با ریشه لاتین آمریکایی) • کاملاً تمیز,تمیز مثل آیینه

spick-and-span[adj]

تمیز و مرتب,براق

spicy[adj]

تند

spicy straight[n]

یک هتروی تند,یک استریت تند

spider[n]

عنکبوت

spider mite[n]

*کنه تارعنکبوتی

spider monkey[n]

میمون عنکبوتی

spider pan[n]

تابه سه‌پایه

spider web[n]

تار عنکبوت,وب عنکبوت

spider-man kiss[n]

بوسه مرد عنکبوتی,بوسه وارونه مرد عنکبوتی

spider's web[n]

تار عنکبوت,شبکه عنکبوت

spiderlike[adj]

عنکبوتی,شبیه به عنکبوت

spiderly[adj]

عنکبوتی,شبیه به عنکبوت

spidery[adj]

عنکبوتی,شبیه عنکبوت

spigot[n]

*شیر آب

spike[n][v]

سنبله,افزایش ولتاژ • الکل یا مواد مخدر به نوشیدنی اضافه کردن,مخدر کردن نوشیدنی

spiked shoe[n]

کفش میخ دار,کفش اسپایک دار

spikelet[n]

سنبله کوچک,نوک تیز کوچک

spikenard[n]

*سنبل هندی

spiky[adj]

خاردار,تیز

spill[v][n]

ریختن • ریختن,نشت

spill guts[phrase]

سفره دل خود را باز کردن

spill out[v]

صادقانه بیان کردن

spill over[v]

سرریز شدن از لبه چیزی

spill the beans[phrase]

دهن‌لقی کردن

spill the tea[phrase]

پشت سر کسی خبرهای داغ گفتن

spin[v][n][adv]

چرخیدن • چرخش • با تمام قدرت

spin a tale[phrase]

داستان سر هم کردن

spin around[v]

به سرعت حول محور خود چرخیدن,سریع بچرخید

spin doctor[n]

چهره‌ساز رسانه‌ای

spin doughnuts[phrase]
spin fishing[n]

ماهیگیری با چرخ نخ ریسی,ماهیگیری اسپین

spin out[v]

بسط دادن

spin out of control[phrase]

از کنترل خارج شدن

spin the block[phrase]
spin wheels[phrase]
spin-off[n]

محصول جانبی,مشتق

spina bifida[n]

مهره‌ شکاف دار

spinach[n]

اسفناج

spinach beet[n]

چغندر برگ,اسفناج چغندری

spinach salad[n]

سالاد اسفناج

spinal[n][adj]

بیحسی نخاعی,بیحسی نیمه پایینی بدن • مربوط به ستون فقرات

spinal column[n]

ستون فقرات,مهره‌های پشت

spinal cord[n]

نخاع

spinal nerve[n]

عصب نخاعی,عصب ستون فقرات

spinal nerve root[n]

ریشه عصب نخاعی,ریشه عصبی ستون فقرات

spindle[n]

دوک نخ‌ریسی

spindle sander[n]

سنباده استوانه‌ای

spindly[adj]

قدبلند اما خیلی لاغر

LanGeek
دانلود برنامه