جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Spikenard
01
*سنبل هندی
an aromatic herb with fragrant roots commonly used in perfumes and traditional medicine
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
spikenards
مثالها
He applied a few drops of spikenard oil to his temples, finding relief from his headache.
او چند قطره روغن سنبل هندی را به شقیقه هایش زد و از سردردش تسکین یافت.
درخت واژگانی
spikenard
spike
nard



























